مهدی عبداللهی دبیر سرویس اقتصاد روزنامه فرهیختگان نوشت: در هفتههای اخیر یک خط تحلیلی در فضای مجازی رسانههای فارسیزبان مطرح میشود که مدعی است همزمان با کاهش تنشهای نظامی میان ایران و آمریکا پس از آتشبس و امضای تفاهمنامه، آمریکا از این فرصت برای پرکردن ذخایر نفت خام خود استفاده کرده و اکنون آماده دور جدیدی از درگیریها با ایران است.
بررسی دادههای رسمی نشان میدهد گرچه دولت ترامپ از طریق آتشبس و امضای تفاهمنامه توانسته قیمت نفت و به دنبال آن قیمت بنزین و گازوئیل را پایین بیاورد، اما این استدلال که آمریکا از فرصت آتشبس و امضای تفاهمنامه برای پر کردن ذخایر نفت خام استفاده کرده، ادعای غلطی است، بهطوری که بر اساس دادههای وزارت انرژی آمریکا، در همین مدت (آتشبس و سپس امضای تفاهمنامه) ذخایر نفت خام آمریکا نهتنها افزایش نیافته، بلکه به پایینترین حد خود از آوریل ۱۹۸۳ نیز رسیده است.
طبق این دادهها، ذخایر استراتژیک نفت آمریکا (SPR) درحال حاضر 319 میلیون بشکه بوده که نسبت به زمان اعلام آتشبس کاهش 90 میلیون بشکهای و نسبت به زمان امضای تفاهمنامه کاهش 20 میلیونبشکهای داشته است. تحلیلگران بینالمللی میگویند گرچه کاهش حجم این ذخایر بهتنهایی به معنای ناتوانی آمریکا در مدیریت بازار جهانی نفت یا تصمیمگیری درباره شروع جنگ نیست؛ چراکه واشنگتن همچنان از ابزارهایی مانند تولید گسترده نفت شیل، ذخایر تجاری، هماهنگی با اعضای آژانس بینالمللی انرژی و ظرفیتهای دیپلماتیک برای مدیریت شوکهای عرضه برخوردار است؛ بااینحال، افت سطح ذخایر استراتژیک، حاشیه امنیت انرژی آمریکا را کاهش داده و هزینه اقتصادی مواجهه با هرگونه اختلال تازه در بازار نفت را به طور چشمگیری افزایش میدهد.
ذخایر نفت آمریکا تا کجا قابلبرداشت است؟
گفته شد که براساس دادههای رسمی EIA سطح ذخایر SPR آمریکا درحال حاضر به 319 میلیون بشکه رسیده است. حال این سؤال پیش میآید که ذخایر نفت آمریکا تا کجا قابلبرداشت است؟ در پاسخ باید گفت برخلاف تصور رایج، تمام نفت موجود در SPR قابلبرداشت نیست.
محدودیتهای فنی متعددی وجود دارد که عملاً مانع تخلیه کامل مخازن میشود. مورد اول اینکه، نفت در چهار مجموعه بزرگ از غارهای نمکی زیرزمینی در تگزاس و لوئیزیانا ذخیره شده است. این غارها برای حفظ فشار هیدرولیکی، پایداری دیوارهها و عملکرد پمپها نیازمند باقیماندن بخشی از نفت هستند.
این حجم در ادبیات فنی با عنوان حداقل موجودی عملیاتی یا نفت بالشتکی شناخته میشود. وزارت انرژی آمریکا عدد رسمی ثابتی برای این کف عملیاتی منتشر نکرده، اما اغلب مطالعات فنی و گزارشهای تخصصی این عدد را به طور تقریبی در محدوده ۲۳۰ تا ۲۶۰ میلیون بشکه برآورد میکنند، به عبارتی اگر موجودی اسمی SPR را درحال حاضر حدود 319 میلیون بشکه در نظر بگیریم، نفتی که واقعاً قابلیت برداشت دارد، ۶۰ تا ۹۰ میلیون بشکه برآورد میشود.
این عدد میگوید برداشت میتواند انجام شود؛ اما ریسک عملیاتی و امنیت انرژی آمریکا را به طور محسوسی افزایش خواهد داد. مورد دوم مربوط به محدودیتهای ناشی از ظرفیت برداشت است. بر اساس اطلاعات رسمی وزارت انرژی آمریکا، حداکثر ظرفیت اسمی برداشت SPR حدود ۴.۴ میلیون بشکه در روز است.
با کاهش سطح ذخایر، فشار داخل غارهای نمکی افت میکند و ظرفیت واقعی برداشت نیز بهتدریج کاهش مییابد. در نتیجه، هرچه موجودی SPR کمتر شود، توان آمریکا برای مداخله سریع در بازار نیز محدودتر خواهد شد.سؤال بعدی این است که آیا رسیدن سطح ذخایر به زیر ۳۰۰ میلیون بشکه به معنای پایان قابلیت برداشت است؟ پاسخ این سؤال منفی است.
از نظر فنی، عبور از مرز ۳۰۰ میلیون بشکه مانع برداشت نفت نمیشود، اما این سطح از منظر راهبردی اهمیت زیادی دارد. در چنین شرایطی، دولت آمریکا با این پرسش مواجه میشود که آیا باید ذخایر را برای مدیریت بحران جاری مصرف کند یا بخشی از آن را برای بحرانهای احتمالی بعدی حفظ کند.
برایناساس، ادامه کاهش ذخایر استراتژیک چند پیامد مهم دارد. اول اینکه بخشی از قدرت مداخله دولت آمریکا در شوکهای بعدی بازار نفت کاهش مییابد. دوم، توان کنترل روانی بازار و مهار انتظارات تورمی ناشی از افزایش قیمت نفت محدودتر میشود. در صورت وقوع اختلال جدید در صادرات خاورمیانه، دوره زمانی قابل حمایت از بازار کوتاهتر خواهد بود.
همچنین هرچه ذخایر پایینتر بیاید، هزینه و زمان لازم برای بازسازی آن افزایش مییابد؛ بهویژه اگر قیمت جهانی نفت بالا باقی بماند، زیرا در صورت جهش قیمت نفت، دولت آمریکا ابزار کوچکتری برای مهار بازار خواهد داشت و این موضوع میتواند مستقیماً بر تورم سوخت، رضایت مصرفکنندگان و هزینه سیاسی دولت اثر بگذارد.