روایت شما از زندگی در دوران پس از انقلاب ملی و جنگ - شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵
من مستأجر و زن سرپرست خانواده هستم. گفتن ۲۵ درصد به کرایهها اضافه بشه، اما حدود ۱۲۰ درصد اجاره اضافه شده. یعنی فقط یک میلیون از حقوقم برای خودم و بچهم میمونه. مملکت بیصاحب، به دادمون برسید.
کارمند هستم با حقوق بسیار کم و وضعیت معیشتی بسیار بد و کرایهخانه بسیار زیاد. چهجوری میتونیم زندگی کنیم؟ هر روز هم همهچی گرونتر میشه و شرمنده زن و بچهام هستم. دلخوشی برای زندگی نداریم. هیچ مسئولی هم به فکر ما مردم نیست، همش شعار الکی میدن.
امتحانات نهایی قراره یکشنبه برگزار بشن و آموزشوپرورش تأکید داره که تعویق صورت نمیگیره. اینا باز دارن سپر انسانی درست میکنن. بیشتر حوزهها کنار سپاه، پادگان، کلانتری و. هستن.
قطعی هر روز برق ساعت ۱ بعدازظهر، آن هم تو استانی که یکی از گرمترین مناطق دنیاست، بیانصافیه؛ هلاک شدیم از گرما.
امروز (۲۰ تیر) ظهر ساعت ۱، در این گرمای طاقتفرسا، ۲ ساعت برق قطع کردن و اداره برق هم پاسخگو نیست.
اینجا دوباره شروع کردن به قطع کردن برق و هوا هم شدیداً گرم شده. واقعاً دیگه تحمل نداریم.
الان چند روزه که بانک ملی سود سپردههای بانکی رو هم پرداخت نمیکنه، در حالی که خیلیها زندگیشون وابسته به سود بانکیه و هیچ پاسخ درستی هم نمیدن.
والدینی که بچههاشون امتحان نهایی دارن، فردا در اعتراض به همجواری حوزههای امتحانی با پایگاههای نظامی، تجمع اعتراضی برگزار کنیم. این شوخیبردار نیست، جون بچههامون در خطره. رژیم میخواد بهعنوان سپر انسانی استفاده کنه.
من یک دانشآموز یازدهمی هستم که دو روز دیگه باید برم حضوری امتحان بدم. از شدت ناراحتی و استرس بیمار شدم و هیچ درمانی نداره. هیچ تمرکزی برای امتحانهایی که آیندهام رو تعیین میکنن ندارم و نمیدونم چطور قراره بریم امتحان بدیم.