رفیق، زندگی من کاملا متحول شده است. من دیگر به بقالی نمی روم. مردم برای من به خواربار فروشی می روند.
بیشتر وعدههای غذاییام-مثل زمانی که یک غذا درست میکنم، واقعاً عاشق آشپزی هستم. من یک نانوای بزرگ هستم. من دوست دارم برای بچه هایم به عنوان یک موقعیت خاص آشپزی کنم، اما دیگر مجبور نیستم آشپزی کنم، زیرا ارتشی از مردم دارم که مایلند غذای من را بپزند.
زندگی من خیلی عجیبه من با یک 757 پرواز می کنم. دیگر برای من و بچه ها خط TSA وجود ندارد. خیلی عجیبه
اما این می تواند به چیزی تبدیل شود که اگر آن را درونی کنید، شروع به تبدیل شدن به یک احمق با حق می کنید.
منبع: The Way I Heard It with Mike Rowe
JD Vance:
My life is, dude, totally transformed. I don't go to the grocery store anymore. People go to the grocery store for me.
Most of my meals—like when I cook a meal, I love to cook actually. I'm a big baker. I like to cook for my kids as a special occasion, but I don't have to cook anymore because I've got an army of people who are willing to cook my food.
My life is so weird. I fly around on a 757. No more TSA lines for me and the kids. It's so weird.
But it can become the sort of thing that, if you internalize it, you start to be an entitled asshole.
Source: The Way I Heard It with Mike Rowe