گفته بود: «ما هم این حرکت را میبینیم و غبطه میخوریم.» حالا خودش زائر همان مسیر شده است. این را بیانیهها نمیگویند، مردم میگویند. مردمی از قبایل بصره، خوزستان و دیگر شهرهای ایران که باور دارند امام شهید به زیارت آمده و میخواهند همراه و همقدم او باشند. انگار ماجرا فقط بدرقه یک رهبر نیست؛ همراهی با زائری است که آخرین بار به نجف و کربلا آمده است.
شهر هم همین روایت را بازگو میکند. موکبهایی که معمولاً برای اربعین برپا میشوند، این بار زودتر از موعد آماده شدهاند. سردر برخی خانهها تصویر رهبر شهید دیده میشود. در بازار بابالسدره، کاسبی عکس او را کنار ابومهدی المهندس، شهید عراقی، نصب کرده است. جوان عراقی بعد از پنج سال از سوئد آمده تا در این آیین حاضر باشد. زنی میگوید به تشییع میآید شاید حزنش آرام بگیرد.
حشدالشعبی مشغول هماهنگی و آمادهسازی است. پرچمها بیشتر شدهاند، بلندگوها در گوشه و کنار شهر قد کشیدهاند و تصویر رهبر شهید به بینالحرمین رسیده است. عکسها از دستی به دست دیگر میچرخند؛ گروهی کنارشان میایستند، عکس یادگاری میگیرند و دوباره راه میافتند.
امام شهید به کربلا میآید. کربلایی که در طول قرنها، بخش بزرگی از مناسک جمعی شیعه، از عاشورا تا اربعین، حول آن شکل گرفته است. برای همین هر مراسمی که بخواهد در سطح جهان شیعه معنا پیدا کند، حضور کربلا به آن وزن نمادین ویژهای میدهد. این یک واقعیت تاریخی است: برای اولین بار در تاریخ تشیّع، پیکر یک رهبر دینی و مرجعی که برخاسته از حوزهٔ نجف نیست، در کشوری دیگر تشییع میشود.
گفته بود: «ما هم این حرکت را میبینیم و غبطه میخوریم.» حالا او در همان راه است؛ و هزاران نفر میخواهند بخشی از این مسیر را همراهش قدم بزنند.