تهران، قم، مشهد و نجف؛ مسیری که میلیونها انسان برای وداع با رهبر شهید امت اسلامی پیمودند، تنها یک آیین تشییع نبود؛ رویدادی بود که به نمایش عظیمی از قدرت نرم، ایمان و همبستگی امت اسلامی تبدیل شد. آیینی که فراتر از بدرقه یک رهبر، حقیقتی را به جهان یادآوری کرد؛ حقیقت نفوذ اندیشهای که سالها دشمن کوشید آن را انکار، تحریف و منزوی نشان دهد.
پیش از این نیز بدرقه باشکوه سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی بسیاری از معادلات رسانهای و سیاسی دشمن را برهم زد، اما امروز ابعاد این حضور، معنایی فراتر یافته است. سالها رسانههای غربی تلاش کردند تصویری وارونه از ایران، مردم ایران و رهبر انقلاب ارائه دهند؛ از انزوای مردمی گفتند، از شکاف میان امت و ولایت نوشتند و حتی ایشان را با برچسبهای سیاسی و امنیتی «تروریست و یا جنایتکار» معرفی کردند. اما اکنون همین جهان، در برابر سیل جمعیتی که از ایران تا عراق، از شیعه تا سنی، از مسلمان تا مسیحی برای وداع آمدهاند، زبانش از توصیف این حقیقت قاصر مانده است.
آنچه این روزها در خیابانهای ایران و عراق رقم خورد، تنها یک اجتماع میلیونی نبود؛ گویی بار دیگر روح بیداری اسلامی در کالبد ملتها دمیده شد. همان حقیقتی که سالها پیش از آن سخن گفته میشد، امروز نه در قالب شعار، بلکه در میدان عمل خود را نشان داد. تشییع رهبر شهید، تلنگری بود به جهانی که زیر انبوه روایتهای دروغین رسانهای به خواب غفلت رفته بود؛ تلنگری که بار دیگر قدرت ایمان، هویت دینی و پیوند ملتها را به نمایش گذاشت.
این بدرقه، امتداد همان خط سرخی است که از دفاع مقدس آغاز شد، از حرم حضرت زینب(س) گذشت، در کوچههای غزه و فلسطین جاری شد و امروز در وداع با رهبر شهید امت اسلامی به اوج رسید. خون شهیدان، مرزهای جغرافیا را درنوردیده و ملتی را به ملتی دیگر پیوند زده است؛ از همین روست که شهادت امام خامنهای تنها داغ یک ملت نیست، بلکه اندوه یک امت و حتی وجدانهای بیدار جهان است.
اعجاز این نام، تنها در شخصیت یک رهبر خلاصه نمیشود؛ در مکتبی است که تمام عمر خود را جز در مسیر امام حسین(ع) تعریف نکرد. مکتبی که عزت را بر سازش، مقاومت را بر تسلیم و حقیقت را بر مصلحت ترجیح داد.
از همین رو، آیین تشییع و بدرقه رهبر شهید، صرفاً پایان یک زندگی نبود؛ آغاز فصلی تازه در بیداری ملتها و نمایشی از عزت، عظمت و اقتدار جریانی بود که با شهادت متوقف نمیشود، بلکه جانی دوباره میگیرد.