شاید صاحب غیرت بی‌غرضی پیدا شود که علاج دردی کند. بدل اشتراک، ترک نفاق پیمودن، راه اتّحاد و وفاق و عزّت و وطن‌پرستی مطلوب است.

بازگشت به صفحه اصلی
خبرگزاری تسنیمخبرگزاری تسنیمرسانه۱۴۰۵/۰۴/۱۵·۱۸:۲۵·۱۴۰۵/۰۴/۱۵
روز هزار، روز سنگین‌تر از هزار

راضیه تجار نویسنده کتاب تقریظ شده «اسم تو مصطفاست» در یادداشتی برای تسنیم نوشت:

روز هزار، روز سنگین‌تر از هزار، روز سنگِ سنگینی نشسته بر قلب‌ها؛ روزِ چشمه‌های روانِ اشک‌ها

روز رسیدن به امیدِ ندیدن! بروی که آقا را در تابوت ببینی؟! هیهات!

بروی و خودش را نبینی؟ با آن لبخندِ شیرین‌تر از عسل؛ بروی و کنار رفتنِ پرده‌ی آبی را نبینی!

حضورِ آن قامتِ بلند رویِ گلیم‌هایِ نقش‌دارِ سفید و آبی، و دست تکان دادنِ ملایمش چون حرکتِ نرمِ بالِ فرشتگان.

اما باید بروی و ببینی. بروی و برسی.

باید بروی، رخِ مجروح و مستورِ او را در قابِ تابوت با چشمِ دل ببینی.

آه ای خنده‌های شیرین، ای چشم‌هایی که منوّر به نورِ ایمان بودی؛

ای چشم‌هایی که با نگاه، دستِ نوازش می‌کشیدی بر غبارِ کتاب‌ها!

ای خواننده‌ هزار هزاران کتاب؛

ای روشنفکرترین مردِ عالم! می‌آیم که تو را ببینم؛ می‌آیم که آقاجان را ببینم.

راه طولانی است؛ باید افتان و خیزان، پیاده و سواره بروی. باید خود را در دریایِ سرخ بیندازی. باید شانه به شانه‌ی دختری که می‌لرزد، شانه بسایی؛ که از هق‌هق گریه می‌لرزد، اما با دستی که دست‌بندی از پرچمِ ایران بر آن است، محکم عکسِ آقایِ شهید را به سینه چسبانده؛ و آن مادر، که عکسِ شهیدِ گمنامش را در دست دارد و قامتِ آهش تا آسمان کشیده شده است.

tasnimnews.ir/3640945