شاید صاحب غیرت بی‌غرضی پیدا شود که علاج دردی کند. بدل اشتراک، ترک نفاق پیمودن، راه اتّحاد و وفاق و عزّت و وطن‌پرستی مطلوب است.

بازگشت به صفحه اصلی
خبرگزاری مهرخبرگزاری مهررسانه۱۴۰۵/۰۴/۱۵·۱۶:۱۶·۱۴۰۵/۰۴/۱۵
ساعت هایی که زمان از حرکت ایستاده بود .

تو می‌روی دامن‌کشان. و من مانده‌ام با دردِ دوری‌ات؛ دردی که هیچ واژه‌ای از پسِ گفتنش برنمی‌آید. تصاویر یکی‌یکی از جلوی چشمم عبور می‌کنند، اما جرأت ندارم به عکس‌ها خیره شوم. انگار هر قاب، دوباره خبر رفتنت را در گوشم زمزمه می‌کند.

زمان از حرکت ایستاده است. عقربه‌های ساعت انگار جایی میان خیابان آزادی جا مانده‌اند؛ همان‌جا که سیل آدم‌ها با چشم‌های اشک‌بار، آخرین قدم‌های عشق را بدرقه می‌کردند. هوا از صبح گرم‌تر شده، اما سرمای نبودنت تا استخوان می‌نشیند.

تمام این ساعت‌ها فقط به ماشین حمل پیکرت خیره مانده‌ام. باورم نمی‌شود که آخرِ یک جهان، به این سکوت رسیده باشد. مگر می‌شود آسمانی به این وسعت را در تابوتی جای داد؟ مگر می‌شود قامت پدری را به دست خاک سپرد و بعد از آن، دنیا همان دنیای قبل باشد؟

آقای ما یک نفر نبود؛ یک جهان بود. جهانی که سال‌ها در دل‌های ما خانه داشت، در کوچه‌های این شهر نفس می‌کشید و به تهران جان می‌داد. حالا پیکرش از میان ما می‌رود، اما مگر می‌شود جهانی که در قلب میلیون‌ها انسان ریشه دوانده، با خاک سپرده شود؟

#هر اشک یک قصه