شاید صاحب غیرت بی‌غرضی پیدا شود که علاج دردی کند. بدل اشتراک، ترک نفاق پیمودن، راه اتّحاد و وفاق و عزّت و وطن‌پرستی مطلوب است.

بازگشت به صفحه اصلی
خبرگزاری تسنیمخبرگزاری تسنیمرسانه۱۴۰۵/۰۴/۱۵·۰۰:۴۱·۱۴۰۵/۰۴/۱۵
آقایمان دارد می‌رود امت؛ آقایمان، با جان‌مان

لحظه‌های آخر است؛ لحظه‌های آخر این دیدار محشرگونه در مصلی امام.
همه دستپاچه‌اند. مردم هول شده‌اند، مداحان هم، حتی خادم‌های توی مصلی که پشت پیشخوان ایستاده‌اند و بلندبلند داد می‌زنند آب‌سرد، بفرمایید آب سرد.

یکی تند تند دعا می‌کند و خواسته‌هایش را به آقا می‌گوید. یکی تند تند حلالیت می‌طلبد. یکی ریز ریز ولی تند تند گریه می‌کند. یکی بلند و پشت‌سر هم رجز می‌خواند و برای آمریکا و رژیم صهیونیستی شاخ و شانه می‌کشد.
یراقبافان بی‌قرارتر فریاد می‌زند، مداح هم ریتم خواندنش را برده روی تند.
لحظه‌ها مثل باد می‌گذرد و آقا دارد مثل باد از دست امتش سُر می‌خورد.

آقا همه چیز را یادشان داده بود، اما نگفته بود چطور می‌شود از خودش دل کند. اصلا نگفته بود وداعی هست! هرچند این آخری‌ها با ایما و اشاره، با رمز و راز چیزهایی گفته بود، مثل آن جمله که اگر اتفاقی بیفتد، مردم خودشان مبعوث شده و کار را تمام می‌کنند.
اما مگر با ما بود؟!
ما هیچ‌کدامش را به خود نگرفته بودیم.
ما مطمئن بودیم که می‌ماند، که می‌مانیم تا ظهور.
حالا خودت بگو آقا.
مای خاک بر سر شده باید چه کنیم؟!.

اینجا، این لحظه، شامگاه یکشنبه ۱۴ تیرماه، ساعت ۲۱:۳۰ دقیقه در مصلی امام، در برابر پیکرهای نازنین آقای شهید و خانواده‌ش، زمین کون‌فیکون شده و گریه و ناله و روضه و شیون امت خامنه‌ای شهید با صدای بال فرشتگان درهم آمیخته است.
مردم بیچاره‌ی از نفس‌افتاده دارند آخرین ثانیه‌های با تو بودن‌شان را نفس می‌کشند.
داریم آخرین ثانیه‌های تماشای قشنگت را جرعه جرعه می‌نوشیم و ای کاش بعد از آن ما هم به کاروانت برسیم. مایی که ۳۷ سال در کنارت بودیم، روا مدار که بروی و بمانیم و بیچاره شویم.
روا مدار که بی ما بروی. روا مدار بی‌تو بمانیم و زندگی کنیم، که ما بدون تو زندگی کردن را نه آموخته‌ایم و نه بلد هستیم.

tasnimnews.ir/3640516