شاید صاحب غیرت بی‌غرضی پیدا شود که علاج دردی کند. بدل اشتراک، ترک نفاق پیمودن، راه اتّحاد و وفاق و عزّت و وطن‌پرستی مطلوب است.

بازگشت به صفحه اصلی
خبرگزاری تسنیمخبرگزاری تسنیم۱۴۰۵/۰۴/۱۴·۲۱:۳۶·۱۴۰۵/۰۴/۱۴
آمدیم با مشت‌های گره‌کرده برای ادامه راهت ای امام شهید

او که بود پشت‌مان چسبیده بود به کوه، خیال‌مان راحت بود، همیشه بود، همه جا، از طرف ما سخن می‌گفت، از طرف ما می‌زد توی دهان استکبار، از طرف ما دعا می‌کرد، از طرف ما قران می‌خواند، از طرف ما قیام می‌کرد، از طرف ما تلاش می‌کرد، از طرف ما کتاب می‌خواند، حتی از طرف ما ورزش می‌کرد. همه این‌کارها را می‌کرد و انگار داشت یادمان می‌داد. یاد گرفته و نگرفته، پشت سرش بودیم، خیال‌مان راحت بود که وجود او جبران تمام کم‌کاری‌ها و کاستی‌هایمان است.

آقایمان، عالم بود، استاد بود. استادها دست شاگردانشان را می‌گیرند و جلو می‌برند، مثل او که عادت نداشت یکهو یک‌بار بزرگ روی دوش‌مان بگذارد، برای همین بیشتر از 120 روز دیگر هم کنارمان ماند، تا امت مبعوث‌شده‌اش، یادنگرفته‌ها را یاد بگیرد و آرام آرام دست روی زانوان خودش بگذارد.
چند روز هم اینجا توی مصلی و تشییع تهران و قم و مشهد کنارمان می‌ماند تا خیالش راحت بشود از امتش و امانتی که به آنها می‌سپارد و می‌رود.

آقایمان پرحوصله بود و مهربان که دوباره دیدار مردمی با امتش گذاشته و در آخرین دیدار، درس‌ها را یک به یک با آن‌ها مرور می‌کند؛ درس تنها ایستادن و تنها تلاش کردن و تنها ایستادگی کردن را. درس مشت کردن دستها و بالا بردن و توی دهان شیطانِ استکبار وحشی‌صفت کوبیدن را.

اصلا این مشت‌کردن دستها خودش یک فصل درس است. این مشت‌های گره‌خورده بالا رفته تا آسمان، حالا رازی است میان ما و آقای شهیدمان. حلقه وصل و پیوند ماست تا قیامِ قیامت.

 tasnimnews.ir/3640401