مهر بررسی کرد؛ امپراتوری جنگ؛ مروری بر ۲۵۰ سال مداخله نظامی آمریکا
مرور ۲۵۰ سال تاریخ آمریکا نشان میدهد که جنگ و مداخله نظامی، بیش از آنکه یک ابزار مقطعی در سیاست خارجی این کشور باشد، به یکی از مؤلفههای ثابت راهبرد کلان واشنگتن برای حفظ و گسترش نفوذ جهانی تبدیل شده است.
بررسی نتایج این جنگها نشان میدهد که برتری مطلق نظامی، لزوما به موفقیت راهبردی و سیاسی منجر نشده است. ویتنام به نماد شکست یک ابرقدرت در برابر مقاومت مردمی تبدیل شد؛ افغانستان پس از دو دهه اشغال نظامی، با خروج نیروهای آمریکایی و بازگشت طالبان پایان یافت.
هزینههای هنگفت این سیاست نیز قابل توجه است. تریلیونها دلار هزینه جنگ، افزایش بدهی عمومی آمریکا، کشته و زخمی شدن دهها هزار نظامی آمریکایی و در مقابل، صدها هزار قربانی و میلیونها آواره در کشورهای هدف، پرسشهای جدی درباره پیامدهای انسانی و سیاسی این رویکرد ایجاد کرده است.
در چنین شرایطی، تجربه تاریخی آمریکا نشان میدهد که تداوم مداخلات نظامی و اشغالگری نه تنها به استقرار صلح پایدار منجر نشده، بلکه در بسیاری از موارد چرخهای از ناامنی، بیثباتی و بحرانهای جدید را رقم زده است.
شاید مهمترین درس این کارنامه ۲۵۰ ساله آن باشد که قدرت نظامی، هر اندازه هم گسترده باشد، نمیتواند جایگزین مشروعیت سیاسی، احترام به حاکمیت ملتها و راهحلهای مبتنی بر دیپلماسی و حقوق بینالملل شود.