آخرین قرار عاشقان برای وداع با ۸۶ سال حافظه ایران
روایت یک وداع تاریخی
در روزهای وداع پرچمهای سیاه بیش از همیشه بهچشم میآیند. رنگ سیاه، زیر نور آفتاب، نه محو میشود و نه روشن؛ فقط سنگینتر به نظر میرسد.
از بالاترین نقطهای که بتوان صحنهای مصلا را دید نخست آنچه چشم را میگیرد، نه جمعیت است و نه ساختمان؛ بلکه نظمی است که اندوه بر هزاران انسان تحمیل میکند.
بر سنگفرشهای مصلا، میلیونها قدم در طول سالها ثبت شده. قدمهای نمازگزاران، دانشجویان، ناشران، کودکان، خانوادهها. اما قدمهای روزهای سوگ آن هم در فقدان رهبر شهید تفاوت دارند.
نور خورشید از لابهلای قوسهای بلند میگذرد و بر زمین، مستطیلهای روشن و تاریک میسازد. مردم از میان این سایهها عبور میکنند؛ گویی هر نفر، لحظهای از روشنایی به تاریکی و دوباره از تاریکی به روشنایی میرود.
تاریخ معاصر جهان، آیینهای وداع بزرگ با رهبران، رؤسای جمهور، و شخصیتهای اثرگذار سیاسی را بارها به خود دیده و پرچمهایی که نیمهافراشته، خبر پایان فصلی از تاریخ را دادهاند.
در آن ساعات هر چهره، روایتی جداگانه داشت، اما همه روایتها در یک نقطه بههم میرسیدند؛ در احساسی مشترک از پایان یک دوره. اندوه، دیگر فقط اندوه فقدان یک فرد و نبود؛ اندوه عبور زمان بود.
سوگ، وقتی به مقیاس یک ملت میرسد، دیگر فقط احساس فردی نیست؛ به یک اقلیم تبدیل میشود. در چنین لحظههایی، انسانها فقط برای وداع با یک فرد گرد هم نمیآیند؛ برای مواجهه با بخشی از تاریخ خود جمع میشوند.
گزارش تسنیم را اینجا
tasnimnews.ir بخوانید