لابد احوال این روزهای ما را میبینی؛ پریشان، سرگردان، بیقرار، در جوش و خروش و تلاطم.دلمان آرام نمیشود. حتی در حضور تو، حتی کنار پیکرت.
تشییع آغاز دلتنگی است. آدم تا صاحب پیکر زنده است،امید دیدار دارد؛ اما وقتی تابوت روی دستها میرود، تازه میفهمد که دیگر هیچ دیداری در این دنیا اتفاق نخواهد افتاد.
امروزهوا به شدت گرم بود؛ اما آب بود. خادمان مراسم با نهایت احترام راه را نشان میدادند،لبخند میزدند، بطریهای آب را میان جمعیت پخش میکردند. هر جا سایهای پیدا میشد، چندنفری می نشینند و نفسی تازه میکنند. مهپاشها قطرههای خنک را بر سر مردم می پاشندو موکبها با اصرار از رهگذران میخواهند آب و شربت بنوشند گرم است ولی چاره هست
و لابداکنون که حجاب دنیای مادی از پیش چشمانت کنار رفته، کربلا را روشنتر از ما میبینی، آقای شهید! تشنگی خیمهها را، اضطراب کودکان را، نگاههای هراسان دختران را. لا یومک کیومک یا اباعبداالله بر پیکر تو با عزت و احترام و شکوه نماز خواندند، اما دلم میسوزد برای جدت حسین(ع) همان قتیلالعبرات و اسیرالکربات که پیکرش سه روز بر خاک داغ ماند و .
چهارماه است که بیقراریم. چهار ماه است که هر شب در میدانها جمع شدهایم و پرچم ایران رابر فراز شهر برافراشتهایم؛ اما این دو روز مقابل تابوت تو پرچمهای سرخ برافراشته بودیم. پرچمهای سرخی که یادآور پرچم سرخ گنبد حسین(ع) است.
می گویند در قبايل عرب همواره جنگ بود اما مكه، زمين حرام و چهار ماه رجب ، ذي القعده ، ذي الحجه و محرم ، زمان حرام. يعني كه درآن جنگ حرام است. دو قبيله كه با هم مي جنگيدند تا وارد ماه حرام مي شدند، جنگ راموقتا تعطيل مي كردند، اما براي آنكه اعلام كنند كه : در حال جنگند و اين آرامش از سازش نيست و ماه حرام رسيده است و چون بگذرد، جنگ ادامه خواهد يافت، بر قبه ي خيمه ي فرمانده قبيله، پرچم سرخي برمي افراشتند تا دوستان، دشمنان و مردم بدانند كه:جنگ پايان نيافته است.
آنها كه به كربلا مي روند مي بينند كه جنگ با جنایت یزید پايان یافته و بر صحنه جنگ، آرامش مرگ سايه افكنده است. اما بر قبه ي آرامگاه حسين، پرچم سرخي در اهتزاز است. بگذار اين سال هاي حرام بگذرد آقای شهید. ما انتقام تو و همه مستضعفین عالم را خواهیم گرفت. میدانی ما به وعده های حق ایمان داریم.