بارها برای یارانش دعا خواند و مردم پشت سرش گواهی داد که «از آنان جز خیر ندیدهاند». روزگار اما چنان ورق خورد که همان جمله، این بار بر پیکر خودش جاری شد؛ دعایی که به اعتراف یک ملت تبدیل شد.
باز همان تکبیرها. باز همان دعاها. باز همان جمله. اللهم انا لا نعلم منه إلا خیراً. چه جمله عجیبی است.کوتاه است؛ اما گویی تمام زندگی یک انسان را در خود خلاصه میکند. تمام مدالها، تمام عنوانها، تمام قدرتها، روزی کنار میروند. آنچه میماند، همین چند کلمه است.
و چه زیباست که پایان راه او، نه با مدحهای اغراقآمیز، نه با شعارهای پرطمطراق، که با شهادت صادقانه میلیونها دل رقم خورد؛ شهادتی که اگر از زمین برخاست، بیتردید در آسمان نیز شنیده شد: اللهم. إنا لا نعلم منه إلا خیراً