دلنوشته/ ما عادت داشتیم پشت تان نماز بخوانیم نه بر پیکرتان
خبر کوتاه است و جانکاه! میگویند بیایید مصلی بر پیکر آقایتان نماز بخوانید ما؟ بر پیکر شما؟! ما عادت داشتیم پشتسر شما نماز بخوانیم نه اینکه بَر شما نماز بخوانیم. اصلا مگر قرار نبود ما فدای شما شویم؟ مگر قرار نبود ما شهید شویم و شما بر پیکرِ ما نماز بخوانید؟ این آرزوی ما بود! چرا پیشدستی کردی فدایت شوم چرا پیشدستی کردی و جانفدای ما شدی؟ آتش به قلبمان زدی جانِدل. چاره چیست؟ میاییم پاهایمان یاری نميکند اما میاییم میاییم که با تمام وجود شهادت بدهیم که جز خوبی ندیدیم از تو که شهادت بدهیم تمام عمرت را پای ایرانِاسلامی خرج کردی تهمتها شنیدی ولی دَم نزدی و با خون خود امضا زدی که ایرانیترین رهبرِ ایران بودی میاییم چون میدانیم کمتر از خمینیکبیر(ره) نیستی پس میاییم تا شاید لحظهای با بقیهالله در نماز تو نفس بزنیم میاییم که شاید خدا ببینید حالِ زار ما را هنگامی که بر جانِ خود نماز میگزاریم ببینید و ببخشد باقی غیبت ولیِ خود را بر ما. ۱۴۰۵/۴/۱۴