شاید صاحب غیرت بی‌غرضی پیدا شود که علاج دردی کند. بدل اشتراک، ترک نفاق پیمودن، راه اتّحاد و وفاق و عزّت و وطن‌پرستی مطلوب است.

بازگشت به صفحه اصلی
خبرگزاری تسنیمخبرگزاری تسنیمرسانه۱۴۰۵/۰۴/۱۴·۰۰:۴۱·۱۴۰۵/۰۴/۱۴
بغض‌های حک‌شده بر بتن؛ دیوارهای مصلی چگونه راویِ آخرین وداع شدند؟

در فضای وسیع و بغض‌آلود مصلای تهران، همه‌چیز راوی یک فراق تلخ و تاریخی بود. پیکر مطهر امام شهید به همراه تعدادی از اعضای خانواده‌اش، بر روی سکویی بلند آرام گرفته بود تا خیل عظیم زائران و شیفتگانی که از راه دور و نزدیک خود را رسانده بودند، بتوانند از فاصله‌ای دور چشم در چشم آخرین وداع خود را زمزمه کنند.

در این میان، آنچه بیش از هر چیز میان چشمان بی‌قرار زائران و پیکرهای روی سکو فاصله می‌انداخت، ردیفی از دیوارهای سخت و سرد بتنی بود؛ موانعی که در ظاهر تنها یک حائل فیزیکی و امنیتی به شمار می‌رفتند، اما به لطف دست‌های لرزان و چشم‌های بارانی مردم، هویتی کاملاً متفاوت یافتند.

این دیوارهای زمخت و خاکستری، در کوتاه‌ترین زمان ممکن به دفترچه‌ی خاطرات و بومی زنده برای ثبت دل‌نوشته‌های زائران تبدیل شدند.

مردمی که دستشان از لمس تابوت‌ها کوتاه مانده بود، کلمات را به یاری طلبیدند تا بغض‌های ناگفته، بی‌قراری‌ها و ارادت‌های بی‌پایانشان را روی این بتن‌های سرد حک کنند. هر گوشه از دیوار، پر از واژه‌هایی شد که با ماژیک و خودکار بر پیکره‌ی سنگ نقش بست؛ جملاتی از جنس وفاداری عمیق، اندوهی جانکاه و عهدهایی که با خون و اشک گره خورده بودند.

در این مراسم، دیوارهای مصلی دیگر نماد جدایی و فاصله نبودند؛ بلکه به پلی از جنس کلمات و احساسات ناب تبدیل شدند که قلب زائران را بی‌واسطه به سکوی تابوت‌ها پیوند می‌داد. در این وداع باشکوه، بتن‌های بی‌جان جان گرفتند تا راوی صادقِ عشقِ مردمی باشند که حتی از پشت دیوارهای بلند نیز، دست از آرمان و امام شهید خود برنمی‌دارند و فاصله‌های فیزیکی را با اعجاز کلمات از میان برمی‌دارند.