قرار عاشقان رهبر شهید در قلب پایتخت
اندک اندک جمع مستان میرسد
از نخستین ساعات بامداد، جادهها انگار مقصد دیگری نداشتند؛ اتوبوسهایی که شب را در دل تاریکی شکافته بودند،قطارهایی که با نخستین روشنای سحر به ایستگاه رسیده بودند و خودروهایی که کیلومترها راه را بیوقفه پشت سر گذاشته بودند، همه به یکسو میآمدند؛گویی تمام راههای این سرزمین، قرار نانوشتهای با یکدیگر گذاشته بودند.
هیچکس از خستگی راه نمیگفت؛ کسی از گرمای هوا شکایتی نداشت، انگار همه میترسیدند حتی یک لحظه دیر برسند؛ در آن جمعیت، لهجهها متفاوت بود، اما اشکها یک زبان داشتند.
یکی از شمال آمده بود، با بوی باران جنگلهایش. دیگری از جنوب، با گرمای آفتاب و عطر دریا. مردی از غرب، زنی از شرق، خانوادهای از مرکز؛ همه فاصلهها را پشت سر گذاشته بودند تا در نقطهای مشترک، کنار هم بایستند.
برای برخی، این سفر تنها یک جابهجایی از شهری به شهر دیگر نبود، بلکه سفری بود از دلتنگی برای وداع، از ساعتها پیش از آغاز مراسم، خیابانهای منتهی به مصلی تهران پر از مردمی بود که از گوشه و کنار ایران خود را به پایتخت رسانده بودند.
گزارش تسنیم را اینجا
www.tasnimnews.ir بخوانید