شاید صاحب غیرت بی‌غرضی پیدا شود که علاج دردی کند. بدل اشتراک، ترک نفاق پیمودن، راه اتّحاد و وفاق و عزّت و وطن‌پرستی مطلوب است.

بازگشت به صفحه اصلی
خبرگزاری تسنیمخبرگزاری تسنیمرسانه۱۴۰۵/۰۴/۱۳·۱۴:۱۲·۱۴۰۵/۰۴/۱۳
آخرین دیدار؛ به روایت لیلی سادات فرزند شهید سید رضی موسوی

پدر یتیمان شهدا سلام، خواستم برایت چند خطی بنویسم، چند خطی برای وداع…! مگر نمی دانند ما فرزندان شهدا دیگر دلمان طاقت وداع ندارد؟! بزار برایت بگویم: روزها سخت می‌گذرد و‌ شب نبودنت را مثل زخمی که باز است و نمک روی آن می‌ریزند به صبح می‌رسد، نفسم بند می‌آید.

نه تنها من بلکه همه فرزندان شهدا بعد از آن روزی که جانمان را ،عشقمان را و اولین قهرمان و کوه زندگیمان را به خاک سپردیم به شما دل بستیم؛ نه این که از قبل به شما علاقه‌ای نداشته باشیم بلکه این علاقه آنقدر زیاد بود که وجود شما و پدری کردنتان ما را زنده نگه داشت.

مرا همان صبحی که پیکر پدرم به ایران رسید و خبر آمد شما در حیاط بیت برایش نماز می‌خوانید وصل به این دنیا نگه داشت، دیدن قامت شما و صورت مهربان و نگاه گرمتان به فرزندان شهدا من را نگه داشت‌، اما چه شد که رفتی و ما دوباره طعم تلخ و استخوان سوز نبود پدر را چشیدیم!

ما خسته‌ایم از شمارش روزهایی که پدرمان رفته و خسته تر و دل شکسته‌تر برای شمارش روزهایی که دیگر شما را نداریم، نمی‌خواهم باور کنم که رفته‌ای، نمی‌خواهم با شما وداع کنم، در خیالاتم هنوز منتظر دیدارهای بیت هستم.

مخصوصا دیدارهای روز پدر ، منتظر نگاه پر مهر و دعاهای شما هستم، امید بستیم به پایان هر چه زودتر این روزهای سرد و غریبی بدون شما و امید به روزی که شما و پدرانمان با امام زمان برمی‌گردید و ما حتی شده یک لحظه بدون دلتنگی و اشک در این دنیا زندگی می‌کنیم.

آقاجان دوستت دارم، سلام گرم مرا به پدرم شهید سیدرضی موسوی برسانید.