شاید صاحب غیرت بی‌غرضی پیدا شود که علاج دردی کند. بدل اشتراک، ترک نفاق پیمودن، راه اتّحاد و وفاق و عزّت و وطن‌پرستی مطلوب است.

بازگشت به صفحه اصلی
خبرگزاری تسنیمخبرگزاری تسنیمرسانه۱۴۰۵/۰۴/۱۳·۰۲:۴۲·۱۴۰۵/۰۴/۱۳
۴ ساعت مانده به وداع

روایت شبی که مصلی نفسش را حبس کرده است

چهار ساعت بیشتر تا آغاز مراسم وداع با رهبر شهیدمان باقی نمانده است. من الان داخل مصلای امام خمینی(ره) هستم؛ جایی که تا چند ساعت دیگر، این سکوت جایش را به دریای جمعیتی می‌دهد که برای آخرین دیدار آمده‌اند.

الان اما حال و هوای مصلا چیز دیگری است. هنوز پیکرها را در جایگاه قرار نداده‌اند. خادمان، نیروهای اجرایی، مسئولان، بچه‌های رسانه. هر کسی گوشه‌ای مشغول انجام آخرین کارهاست تا همه چیز برای حضور مردم آماده باشد.

اما در میان این همه رفت‌وآمد، چیزی که بیشتر از هر چیز به چشم می‌آید، حال آدم‌هاست.

هر طرف را که نگاه می‌کنی، هر کسی به شیوه خودش با این لحظات خداحافظی می‌کند. یکی گوشه‌ای ایستاده و نماز شب می‌خواند؛ انگار دلش را با خدا خلوت کرده است. چند قدم آن‌طرف‌تر، صدای آرام یک نوحه به گوش می‌رسد؛ کسی زیر لب با مداحی زمزمه می‌کند و اشک می‌ریزد. آن‌سوتر، چند نفر دور هم حلقه زده‌اند و آرام سینه می‌زنند؛ نه برای دوربین، نه برای کسی. فقط برای دلشان.

اینجا هنوز خبری از جمعیت میلیونی نیست، اما مصلا از همین حالا پر از احساس است. انگار هر کسی می‌خواهد قبل از آمدن مردم، سهم خودش را از این وداع ادا کند.

من به‌عنوان یک خبرنگار بعد از جنگ تحمیلی سوم شب‌های زیادی را در کنار مردم در خیابان بودم تا دفاع از کشورم را ثبت کنم؛ اما بعضی تصویرها هیچ‌وقت از ذهن آدم پاک نمی‌شود. مثل مردی که زیر عکس آقا، در سکوت همین شب، ایستاده بود و نماز شب می‌خواند. آن صحنه برای من، از هر جمله و هر خبر، روایت‌گرتر بود.

تا ساعاتی دیگر، اینجا دیگر جای سوز دل‌های آرام نخواهد بود؛ صدای مردم بلند می‌شود، اشک‌ها جاری می‌شود و تهران، رهبر شهیدش را برای آخرین بار در آغوش می‌گیرد.

اما امشب. امشب مصلا در سکوت نفس می‌کشد؛ سکوتی که از هر فریادی بلندتر است.