روایت شما از زندگی در دوران پس از انقلاب ملی و جنگ - پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۵
من در شرکتی که مربوط به تجهیزات ساخت نیروگاه برق است، یعنی شرکت مپنا، کار میکنم. وضعیت مناسبی نیست. به دلیل رانتخواری و نبود نقدینگی، حقوق کارکنان کم شده و همه به این وضعیت اعتراض دارند.
تو اخبار آمده ۵۰ میلیون نان برای مراسم تشیع خامنهای دارن آماده میکنن که پیشپیش پولش را از جیب ملت برداشتن. نان سنگک ۲۵ تومنی شده ۳۸ تومن. این ظلم به مردم ایران تا کی باید ادامه پیدا کنه؟!
اسنپ هم کمیسیون میگیرد، هم مالیات و هم عوارض شهرداری. کار کردن در تاکسیهای اینترنتی با این هزینههای سنگین ماشین و. فقط بردگی برای نان، برای صاحبان این شرکتهاست.
با پولهای آزادشده قرار نیست برای ما ذرت و سویا بیارن، قراره بهجاش کاه و یونجه مرغوب بگیرن از آمریکا.
از مشهد: اینقدر که به فکر لبنان هستن، یکمم به فکر مردم خودمون باشین. اینقدر که وقت برای لبنان و حزبالله گذاشتین، یکسومش را برای ایران گذاشته بودین، ایران، ایران بود نه ایران ویران. بدبخت و گشنه موندیم، دیگه چکار بکنیم.
برای دانلود یه فایل ۲۰۰ مگابایتی تو تلگرام باید یه روز صبر کنیم. بخش مسخرهاش اینجاست که باید دعا کنیم همینو هم قطع نکنن.
تهران: واسه مراسم یهنفر، کل نیروهای برق و تأسیسات شهرداری را شب و روز نگه داشتن.
بسته اینترنت فیبر نوری مخابرات چندین برابر گرون شده، دیگه نمیصرفه بخری. دلخوشیمون همین بود، اونم گرفتن.