روایت شما از زندگی در دوران پس از انقلاب ملی و جنگ - سهشنبه ۹ تیر ۱۴۰۵
پزشکم. تو ۴۰سالگی با پول ۱۰ سال کار کردن خودم و ارث پدریام، با بدبختی یه مطب تو یه محله خوب تهران خریدم. تو یک ماه ۵ تا مریض هم نیومد، با اینکه قیمتها رو نصف کردم تا مریض بیاد و بره. حتی حقوق منشی هم درنمیاد! مردم از شدت گرونی جرئت دکتر رفتن هم ندارن.
همه جای دنیا آموزش و معلم حرف اول رو میزنن و از جایگاه خاصی برخوردارن، ولی متأسفانه در ایران فقیرترین قشر معلمه و کمترین حقوق رو معلم میگیره. دیگه چه انگیزهای برای معلم میمونه که بره سر کلاس درس بده، وقتی فکرش درگیر خرج روزمرگی باشه؟
وضعیت پرستارها افتضاحه. اجازه اضافهکار نداریم. تعرفه پرداخت نمیشه. حق اعتراض نداریم. فقط موظفیم حجاب رو رعایت کنیم، حتی موقع احیای بیمار.
نخ دندون ایرانی مینا خریدم ۱۶۰ هزار تومن. یعنی با حقوق یک روز کارگر فقط ۵ تا نخ دندون میتونه بخره. چقدر بدبختیم.
یه بازی ۱۰۰ دلاری که تو خارج حقوق چند ساعت کارمند سادهست، اینجا شده ۲۰ میلیون تومن. یعنی هیچی هم نخری و نخوری، باید حقوق ۲۰ روزت رو بدی فقط یه بازی بخری. کنسول، کامپیوتر، مانیتور، کیبورد، موس و. به کنار.
ماشینهای حشد شعبی امروز (۹ تیر) خیلی از خرمشهر به سمت آبادان رفتوآمد داشتن.
کسی توجه کرده انفجار مینهای خلیج پارس برای پاکسازی تا چه اندازه باعث نابودی گونههای منحصربهفرد دریا و مرگومیر آبزیان میشه؟
از تهران: انقدر وضعیت دارو و خدمات پزشکی گرون شده که پسرم یه ویروس ساده گرفت و حدود سه میلیون تومن هزینه شد. واقعاً کی میخواد اوضاع درست بشه؟
از نورآباد لرستان: ما زمانی فهمیدیم کنکور تو این مملکت عادلانه نیست که با سهمیه میفرستادن دانشگاه، ولی کسی که تلاش کرده رو رد میکنن. اما واقعاً نهایت بیعدالتی این بود که برای کسایی که المپیاد شرکت کردن امتحان نهایی برگزار نمیکنید و کنکورشون تعویق میخوره.