عدالت؛ پارادایم بنیادین حکمرانی در تحقق مردمسالاری
دکتر محمدرضا فارسیان: بدون حضور مردم، عدالت هرگز از سطح شعار به متن زندگی اجتماعی راه پیدا نمیکند. اگر عدالت، مقصد حرکت حکومت است، مردمسالاری، راه رسیدن به آن مقصد است. به همین دلیل، آزادی نیز در این منظومه به عنوان حقی بنیادین و در نسبت با عدالت معنا مییابد؛ آزادیای که به نفی ظلم و استیفای حقوق عمومی بینجامد، مقوم عدالت است و آزادیای که ابزار سلطه، تبعیض یا فساد شود، خود به یکی از مصادیق بیعدالتی تبدیل خواهد شد.
ولایت، امتیاز شخصی یا ابزار تمرکز قدرت نیست؛ بلکه مسئولیتی حقوقی برای صیانت از عدالت است و واجد مشروعیتی پویاست که استمرار آن به استمرار عدالت وابسته است. فلسفه وجودی حاکم اسلامی، پیش از هر چیز، اقامه قسط و جلوگیری از انحراف قدرت است. ازاینرو، ولایت، قانون و مردم، سه رکن متعارض محسوب نمیشوند؛ بلکه سه حلقه از یک زنجیرهاند که مقصد مشترک آنها تحقق عدالت است.
از همینرو، در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب، مردمسالاری دینی نه عنوانی برای یک ساختار سیاسی، بلکه نام دیگر «حکومت عدالت» است.