روایت شما از زندگی در دوران پس از انقلاب ملی و جنگ - سهشنبه ۹ تیر
یک ماهه دندونم درد میکنه، ولی جرات نمیکنم برم دندونپزشکی و فقط مسکن میخورم. اگه کل حقوقم رو بدم دکتر، بقیه ماه رو چطور زندگی کنم؟ اون هم در شرایطی که بیمه دندون رو قبول نمیکنه.
حقوق بازنشستهها به پنجم برج نمیرسه و تا پایان ماه باید مستأصل باشن تا واریزی بعدی انجام بشه. حتی برای تهیه ضروریترین نیازهای زندگی هم تردید دارن. ولی همچنان آزادی مردم و کشورمون از همهچیز مهمتره، حتی از نون شب.
من یه دختر ۱۶ سالهام و همش نگرانی آینده رو دارم. حقوق پدر و مادر من دو ماهه که واریز نشده. وقتی هم توضیح میخوان، بهشون میگن بهخاطر اختلال بانکهاست. واقعا حق ماست که در این سن کم اینهمه استرس آینده رو داشته باشیم؟
بعد از ۱۷ روز قطعی ارتباطات، بالاخره به بانک صادرات مراجعه کردم، ولی در نهایت پاسخی نگرفتم. فقط از خودپرداز تونستم صورتحساب بگیرم که نشون میداد ۱۹ میلیون تومان از حسابم برداشت شده. جالب اینجاست که بلافاصله کارمزد دریافت صورتحساب هم از حسابم کم شد.
چرا ما دانشآموزان پایه یازدهم و دوازدهم باید حضوری امتحان بدیم، در حالی که یک روز جنگه و یک روز توافق؟ خود آموزشوپرورش گفت ۲۰ روز پس از عادی شدن شرایط. کجای شرایط عادی شده وقتی با خبر توافق میخوابیم و با خبر جنگ از خواب بیدار میشیم؟
در اهواز کیفیت بنزین بسیار پایینه و باعث بروز مشکلات اساسی برای خودروها شده؛ افزایش مراجعات به تعمیرگاهها و هزینههای چند ده میلیونی و گاهی چند صد میلیونی که فشار اقتصادی مضاعفی به شهروندان وارد کرده.
نمیدونم این پولها رو از کجا میارن. پول آب و غذای این ارزشیها مگه شوخیه؟ مشهد خودش کم آدم فقیر نداره و اونوقت برای طرفدارانشون امکانات رفاهی درست کردن که در چال کردن خامنهای جنایتکار شرکت کنن.