روایت شما از زندگی در دوران پس از انقلاب ملی و جنگ - دوشنبه ۸ تیر:
از تهران پیام میدهم؛ امروز یک بسته ۳۰تایی قرص فشار و یک ورق ویتامین ای و یک ورق قرص منیزیم خریدم ۷۸۵ هزار تومان، یعنی معادل حقوق یک روزم.
تا وقتی جنگ بود، بارون بود و هوای تمیز. از روزی که آتشبس شده دوباره مازوتسوزی را شروع کردند. داریم خفه میشویم. آلودگی کرج از ۲۰۰ رد شده.
دو هفته است بانکها اختلال پیدا کردهاند، زندگی سخت شده، گرانی و فقر و فساد زیاد شده، بانکها از حساب مردم دزدی میکنند، سفرهها خالی و یخچالها خالیتر است.
من کارگر شبکه مخابرات هستم، در این اوضاعواحوال بد اقتصادی ۳ ماه است حقوق ما را ندادهاند، چطور در این شرایط باید دوام آورد؟
برخی بانکها پولهای مردم را بلوکه کردهاند و هیچگونه تراکنشی انجام نمیدهند.
از اسلامشهر پیام میدهم؛ پدر ۳ فرزند هستم. مستاجر. خسته و شرمنده. بدون هیچ امیدی به آینده. کل زندگیمان شده فشار و حسرت. مگه چند بار قرار است به این دنیا بیاییم؟
چقدر خستهایم از پیگیری خبر جنگ و مذاکره. ۲۰ سال از عمرمون رو فقط انتظار کشیدیم. سرنوشت ما افتاده دست یه مشت دزد، که این ۴۷ ساله مثل زالو دارن خونمون و میمکند.
ویزیت دکتر ۵۰۰ هزار تومان، سونوگرافی ۴ میلیون تومان، آزمایشگاه ۱۲ میلیون تومان، دارو که نگو. چطور با این حقوق اندک معلمی سر کنیم؟
جای تاسف دارد که وقتی خیلی از مریضها به خاطر گرانی، دارو روند درمان را قطع میکنند، ۷۰۰ میلیون دلار بودجه دارو دزدیده میشود.