در پاسخ به رامین رضائیان: باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد، که مادران سفیدپوش، داغداران زیباترین فرزندان رنگینکمان و باد، هنوز از سووشون سر برنگرفتهاند.
«کارما» یقه تیم فوتبالی را که در ۱۸ و ۱۹ دیماه منفعل و در تجمعات شبانه حکومتی فعال بود، به بهترین شکل گرفت.
شکستخورده حقیقی، آن کسی است که بهخاطر توهمات ایدئولوژیک سلاح به دست گرفت و علیه مردم آزادیخواه ایستاد و اکنون مجبور است ببیند که آن همه جنایت، نه افتخار، که یک فریب بوده است.
خطاب به تیم فوتبال رژیم جمهوری اسلامی: باختید، چون میتوانستید مثل «رشید مظاهری» شرافت را انتخاب کنید و پشت مردم باشید، ولی بیشرفی را انتخاب کردید و از رژیم جنایتکار و قاتل حمایت کردید، سرکوب مردم را نادیده گرفتید و همه چیز را باختید.
آه دل مادران داغدیده و مردم ایران دامنگیر تیم جمهوری اسلامی شد. همه ملت از عدم صعود تیم ملاها خوشحال هستند. کارما یعنی این.
بدشانسی؟ وقتی روی خون راه بروی، لیز میخوری. این حذف دقیقه آخری حتی از آن ششتایی که از انگلیس خوردید هم لذتبخشتر بود.
صعود نکردن تیم جمهوریاسلامی از صعودش سختتر بود. روسیاهیاش ماند برای هر کسی که با هر بهانهای از این تیم طرفداری کرد. حالا به خونشوری ادامه بدهید تا ببینیم در نهایت به کجا میرسید.
این تیم فوتبال ملی و مردمی نیست. هیچجا ندیدم برای تماشای بازی دور هم جمع شوند و دعایی برای برد این تیم بر زبان مردم جاری شود. دیگر مهم نیست، اما از باختش بیشتر خوشحال میشویم.
آقای رامین رضاییان، شما خیلی وقت پیش حذف شدید؛ همانجا که با بیرحمی به جاویدنامان پشت کردید. همانجا که به خبرنگار گفتید کشتار دیماه نرمال است و مشکل داخلی است، خودمان حلش میکنیم.
آقای رامین رضاییان، خودت میدانی مشکل چیست و کجاست. خیلی وقت است از زمین مردم دور شدهای.
تیم ملی که باید با «تاکتیک» و «پشتیبانی مردمش» صعود کند، حالا شده تیم ملا و صعودش به انشاءالله و ماشاءالله وابسته است.
حتی همان گلی که شجاع خلیلزاده میخواست به رهبر قاتلش تقدیم کند، باطل اعلام شد.
رامین رضاییان، گریه کن، حقته. آن موقع که در تجمعات شبانه شرکت میکردی، آن موقع که چاپلوسی میکردی، باید به اینجایش هم فکر میکردی.
خطاب به رامین رضاییان و بقیه اعضای تیم جمهوریاسلامی: حالا فهمیدید وقتی دعای خیر مردم پشت سرتان نباشد چه میشود؟ شما به ما پشت کردید و حالا دیگر محبوبیت ندارید. دیگر اشک ریختن فایدهای ندارد.