روایت شما از زندگی در دوران پس از انقلاب ملی و جنگ - پنجشنبه ۴ تیر
من ۴ ساله تحت نظر روانپزشک، داروی ضدافسردگی و ضدخشم مصرف میکنم. اخیراً اما داروهایی مثل ترانکوپین، دپاکین و فلوکستین در داروخانهها پیدا نمیشود. یک ماهی میشود که داروهایم را نتوانستم مصرف کنم و حالم خوب نیست.
جون میکنیم ولی دستمان به جایی بند نیست. یک وعده غذای خیلی ساده برایمان یک میلیون تومان آب میخورد. چقدر میتوانیم با این وضع دوام بیاوریم؟ کار نیست و کارگرها دارند زیر بار مشکلات له میشوند.
کاش بهجای کاه و یونجه، دارو وارد میکردند حداقل. آمپول IVIG (ایمونوگلوبین وریدی) شده ۷۲ میلیون تومان. الان ماندهام با پول اندکی که دارم، غذا بخرم که نمیرم یا دارو بخرم که بیماریام تشدید نشود.
من یک پسر ۱۷ ساله هستم که با این حکومت هیچ آیندهای ندارم. هرچقدر کار میکنم، با این گرانی باید فقط شکمم را سیر کنم.
اینجا زندگی خیلی سخت شده، واقعاً نمیدانیم چکار کنیم. قبل عید گفتند ۶۰ درصد حقوقها را میبرند بالا، ولی هنوز حقوق یک خانم در ایران ۱۲ میلیون تومان است. ما باید چکار کنیم؟ گیر کردهایم توی این باتلاق.
پنج روز است میروم داروخانه برای داروهای مادرم، میگویند سیستم خدمات درمانی قطع شده. هیچکس پاسخگو نیست. آخر چقدر باید بیفکر و بیمسئولیت باشید که جان آدم برایتان اینقدر بیارزش باشد؟
در قم دوباره گشت ارشاد به راه افتاده. دو روز پیش یک پسر را بهخاطر حجاب خواهرش به زور با خودشان بردند. لعنت بر جمهوری اسلامی. هیچکس هم کاری نمیتواند انجام بدهد. بهشدت تحت فشاریم.
دو سال پیش با مدرک فوقلیسانس و پست مدیریتی از یکی از بانکهای دولتی بازنشسته شدم. بعد از ۳۵ سال، حقوق بازنشستگیام در سال ۱۴۰۵ مبلغ ۲۹ میلیون تومان است. این حکومت فاسد باید سقوط کند.
من ۴۴ سالم است و ۱۴ سال پیش مدرک فوقلیسانس و دکترایم را از لندن گرفتم و برگشتم. بهخاطر تعدیل نیرو استخدامم نمیکنند. ماهی ۲۰ میلیون تومان بهره بانکی میگیرم که تا آخر امسال هر ماه باید ۱۴ میلیون تومان قسط بدهم. با ۶ میلیون تا آخر ماه چطور سر کنم؟
شرکت چیتوز حقوقها را کامل نمیدهد و پول اضافهکاریها را ندارد. الان حقوق ۱۴۰۴ را دارند به ما میدهند. بعد از چند سال کار کردن در شرکت، اصلاً به فکر معیشت ما کارکنان نیستند. اضافهکاری که حق ما و زن و بچهمان است را هم پرداخت نمیکنند.
رفتم داروخانه، یک شربت لاکتولوز، یک بسته قرص ژلوفن و یک بسته قرص سرماخوردگی شد ۶۰۰ هزار تومان. این هم از وضعیت ما مردم زیر سایه جمهوری اسلامی جنایتکار.
من ۲۶ سالم است و داروی ضدافسردگی و اضطراب مصرف میکنم. داروهایی مثل دپاکین خیلی کم شده و شدیداً گران است. برای چند عدد از این قرصها باید نزدیک ۵ میلیون تومان پول بدهیم که خیلی هم شامل بیمه نمیشود. کی میخواهد به داد ما برسد؟
من از طرف کارگران شرکت ماموت واقع در کرج هشتگرد پیام میدهم. از وقتی جنگ شد، بیشتر کارگران را اخراج کردند. شرکت با حداقل نیرو دارد کار میکند، اما بدون هیچ مزایایی. سرویس ایابوذهاب را قطع کردند و ناهار را به ساندویچ تقلیل دادند.