روایت شما از بحران اقتصادی و زندگی بعد از توافق- پنجشنبه ۴ تیر:
من یک بازنشسته هستم از مشهد با حقوق ۲۴ میلیون تومان. ۲۱ میلیون اجاره خونه میدم. چطور زندگی کنم؟
فقر، خشم، خفقان، ارعاب، شرمندگی، تلاش برای بقا، بیکاری، افسردگی، خودکشی، آدمربایی، جنگ، قطعی آب، برق و بانک، از همه مهمتر نسلکشی آشکارا تنها بخشی از مواردی هست که باهاشون در ایران مواجهیم.
چیزی از منِ ۳۵ ساله و بسیاری از ما گرفتن به اسم جوانی و زندگی؛ من موتور هوندا ۴۰۰ هزار تومنی رو تو زندگیم دیدم، هوندای ۳۵۰ میلیونی رو هم دیدم.
من یه جوون ۲۳ سالهام، حقوق وزارت کار ۲۰ تا ۲۲ میلیون تومنه، ما با این پول چطوری زندگی رو بگذرونیم؟ توی این وضعیت ما آب نداریم. امنیت شغلی نداریم، توان خرید هیچچیزی رو نداریم.
در شیراز نان لواش شده ۲۰۰۰ تومان و این نان لواش هم اونقدر نازک و کوچک هست که هر قرص نان حداکثر ۴ الی ۵ لقمه میشود. یعنی هر لقمه نان حدود ۵۰۰ تومان هزینه داره.
یک سس، دوغ، شیر و یک خامه شکلاتی شد ۵۰۰ هزار تومان. ماه دیگر قیمت همین چند قلم جنس احتمالا به یک میلیون تومان میرسد.
از اصفهان پیام میدهم؛ مردم ۲۰ عدد نان هم نمیتونند بخرند، اونوقت مرتب پیام گاز، برق، آب و تلفن میاد و همه را هم گران کردند، برای نمونه قبض آبونمان خط تلفنی که اصلا استفاده نمیشه هفتاد هزار تومان میاد، اگه این دزدی از جیب مردم بینوا نیست چیه؟
ما در جزیره کیش هستیم. از اسفند تا الان پروازی نبوده، جزیره بهشدت آسیب خورده و کسبوکارها تعطیل شدن، متاسفانه مدیریتی هم در کار نیست.
حقوق بازنشستگان فقط کفاف چند روز اول ماه رو میده، چون افزایش قیمت کالاها و خدمات در اغلب موارد بالای ۲۰۰ درصد شده، ادامه این وضعیت یعنی افزایش جمعیت زیر فقر کشور ثروتمند ایران!