حزبالله لبنان بزرگترین نیروی نیابتی سازماندهی شده جمهوری اسلامی برای عملیات برونمرزی سپاه است و در جریان جنگ اخیر بارها تبدیل به سپربلا شد.
به همین علت جمهوری اسلامی مجبور است برای حفظ این نیروی نیابتی کارآمد، در عمل نیز نشان دهد کنار آنها ایستاده تا اگر مذاکرات خلاف انتظار پیش رفت، بتواند به پشتوانه حزب الله، عملیات را به صورت همزمان در چند جبهه ادامه داد.
اما در سمت دیگر حزبالله میداند جمهوری اسلامی بعد از علی خامنهای، اگر به سمت توافق با آمریکا حرکت کند دیگر چتر حمایتی خود را بر لبنان نگه نخواهد داشت و این به معنای پایان پایان کار حزبالله نیز خواهد بود.
در نتیجه حزبالله به سمت اسرائیل شلیک میکند تا اسرائیل مجبور به پاسخ شود و جمهوری اسلامی با توجه به همان بند نخست تفاهمنامه، مجبور باشد اقدامات ثانویه مانند بستن تنگه هرمز را اجرا کند و اینگونه است که مدام شاهد یک چرخهی بیانتها از آتشبس و نقض آتشبس هستیم.
نکتهی جالب در این معادله سیاسی، اینجاست که هیچکس علاقهای به انجام این توافق ندارد، حزبالله به یک علت، اسرائیل هم به علت دیگر، حتی در میان مخالفان و موافقان جمهوری اسلامی هم شاهد این عدم تمایل هستیم.