شاید صاحب غیرت بی‌غرضی پیدا شود که علاج دردی کند. بدل اشتراک، ترک نفاق پیمودن، راه اتّحاد و وفاق و عزّت و وطن‌پرستی مطلوب است.

بازگشت به صفحه اصلی
Iran International ایران اینترنشنالIran International ایران اینترنشنال۱۴۰۵/۰۳/۲۹·۱۹:۲۴·۱۴۰۵/۰۳/۲۹
سراب توافق با واشینگتن؛ چرا معامله با آمریکا هم اقتصاد نفتی جمهوری اسلامی را نجات نمی‌دهد؟

تحلیل - مهدی مصلحی، کارشناس بازار انرژی

اکنون که با امضای یادداشت‌تفاهم بار دیگر بحث احتمال یک توافق بزرگ میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده مطرح شده، بسیاری از تحلیلگران همچنان بر این باورند که لغو تحریم‌ها می‌تواند همانند یک شوک مثبت، اقتصاد ایران را احیا کند. این نگاه اما بیش از حد ساده‌انگارانه است.

مساله امروز جمهوری اسلامی صرفا تحریم نیست. اقتصاد نفتی ایران اکنون با مجموعه‌ای از مشکلات ساختاری، فنی، مالی و ژئوپلیتیکی مواجه است که حتی در صورت دستیابی به یک توافق سیاسی با واشینگتن نیز به سرعت قابل حل نخواهند بود.

واقعیت این است که اقتصاد نفتی جمهوری اسلامی در وضعیتی قرار گرفته که مشکل اصلی آن دیگر فروش نفت نیست؛ بلکه توانایی تولید پایدار، جذب سرمایه، دسترسی به فناوری و بازگشت به زنجیره مالی جهانی است.

فرسودگی زیرساخت‌ها؛ زخمی که طی دهه‌ها انباشته شد

بخش بزرگی از زیرساخت‌های نفت و گاز ایران به نیمه دوم عمر عملیاتی خود رسیده‌اند. سال‌ها کمبود سرمایه‌گذاری، محدودیت دسترسی به فناوری‌های روز و خروج شرکت‌های بزرگ بین‌المللی از ایران موجب شده است بسیاری از میادین با مشکلات پیچیده فنی روبه‌رو شوند.

موضوع تنها افت طبیعی تولید نیست. بسیاری از متخصصان باسابقه صنعت نفت ایران طی سال‌های اخیر نسبت به مشکلات سازندی، افت فشار، رسوب‌گذاری، آسیب به چاه‌ها و دشواری بازگرداندن آنها به تولید پایدار هشدار داده‌اند.

به گفته شماری از مدیران سابق صنعت نفت، از جمله افرادی که سال‌ها در بالاترین سطوح اجرایی این صنعت فعالیت کرده‌اند، بخش مهمی از تلاش مدیران فعلی معطوف به یافتن راه‌حل برای مشکلات فنی چاه‌ها و میادینی است که رفع آنها مستلزم تجهیزات، دانش فنی و فناوری‌هایی است که امروز در داخل کشور به سادگی در دسترس نیست.

این وضعیت در میدان گازی پارس جنوبی اهمیت دوچندان پیدا می‌کند. پارس جنوبی ستون فقرات امنیت انرژی ایران است و افت فشار طبیعی این میدان از سال‌ها پیش آغاز شده است. جبران این افت فشار نیازمند پروژه‌های چند ده میلیارد دلاری، تجهیزات پیشرفته فراساحلی و مشارکت شرکت‌هایی است که عمدتا در غرب مستقر هستند.

حتی اگر امروز موانع سیاسی برداشته شود، فرآیند مطالعه، طراحی، تامین تجهیزات و اجرای چنین پروژه‌هایی سال‌ها زمان خواهد برد؛ زمانی که اقتصاد گرفتار تورم، کسری بودجه و کمبود سرمایه ایران به سختی در اختیار دارد.

جهان دیگر منتظر نفت ایران نیست

اشتباه بزرگ بسیاری از تحلیل‌ها آن است که بازار انرژی امروز را با بازار انرژی یک دهه پیش مقایسه می‌کنند.

در دوران پیش از تحریم‌ها، بخش قابل توجهی از بازار جهانی به نفت ایران وابسته بود. اما در سال ۲۰۲۶ شرایط کاملا متفاوت است.

ایالات متحده به یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان و صادرکنندگان انرژی جهان تبدیل شده است. کانادا، برزیل و گویان ظرفیت تولید خود را افزایش داده‌اند. قطر و آمریکا بازار جهانی گاز طبیعی مایع را متحول کرده‌اند و مصرف‌کنندگان بزرگ نیز طی سال‌های گذشته زنجیره تامین خود را بازطراحی کرده‌اند.

بازگشت به بازار جهانی بسیار دشوارتر از حفظ سهم بازار است. مشتریانی که طی سال‌های تحریم جایگزین پیدا کرده‌اند، صرفا به‌دلیل رفع تحریم‌ها به سرعت به بازار ایران بازنخواهند گشت.
سایه سنگین نظام بانکی و FATF

حتی اگر فرض کنیم دولت آمریکا مجوز بازگشت شرکت‌های نفتی به ایران را صادر کند، مانع بزرگ‌تری همچنان پابرجاست: نظام بانکی بین‌المللی.

تجربه برجام در سال ۲۰۱۵ نشان داد که توافق سیاسی الزاما به معنای بازگشت سرمایه نیست. با وجود حمایت رسمی دولت‌های غربی از همکاری اقتصادی با ایران، بسیاری از بانک‌های بزرگ حاضر به پذیرش ریسک فعالیت در ایران نشدند.

عدم پیوستن به استانداردهای FATF، نبود شفافیت مالی کافی، نگرانی از پول‌شویی و نقش گسترده نهادهای نظامی در اقتصاد، همچنان از مهم‌ترین موانع ورود سرمایه خارجی محسوب می‌شوند.

اگر در سال ۲۰۱۵ ایران عمدتا به عنوان حامی گروه‌های نیابتی شناخته می‌شد، در سال ۲۰۲۶ فضای بین‌المللی نسبت به تهران به مراتب سخت‌تر و پرهزینه‌تر شده است. برای بسیاری از مؤسسات مالی جهانی، ریسک اعتباری و reputational risk همکاری با ایران همچنان بسیار بالا خواهد بود.

ادامه این مطلب را اینجا بخوانید www.iranintl.com