دو نکته را عرض میکنم و بیشتر به آن نمیپردازم تا زمان آن برسد.
۱- مجتبی خامنهای زنده است و جمهوری اسلامی عامدانه با مجموعهای از تصمیمها توانست به جامعه القا کند که او زنده نیست.
دراصل شما تصور میکنید خودتان با هوشمندی و کنار هم قرار دادن رشتهای از اتفاقات متوجه شدید او کشته شده است، اما در حقیقت، حاکمیت هر لحظه به صورت غیرمستقیم شما را به سمت این نتیجهگیری هدایت میکند.
تاکنون برایتان سوال نشده چطور سرویسهای امنیتی جهان حتی یک مرتبه به احتمال مرگ او اشاره نکردند؟ یا اگر او کشته شده بود، مگر چقدر برای جمهوری اسلامی سخت بود تا در راستای مصلحت نظام یک فایل صوتی، عیناً با صدای او بسازد و منتشر کند؟
آنها نیاز به این کار نداشتند زیرا ترجیح بر این است شایعات به حداکثر خود برسد و سپس مجتبی وارد بازی شود. علت نیاز جمهوری اسلامی به تشدید شایعات و این صبر طولانی را بعداً توضیح خواهم داد.
۲- قالیباف شخصیت اصلی مذاکرات نیست، او صرفاً مسئول موقت پروژه نجات نظام است.
تصمیمها و نوع پیشبردِ روند مذاکرات توسط اشخاصی دیگر انجام میشود که در این زمان، ریسک پذیرش پیامد عدم موفقیت این پروژه را ندارند تا بعداً به عنوان یک ننگ کنار اسم آنها قرار نگیرد، زیرا در صورت سقوط نیز به دنبال حفظ یک جایگاه در ایرانِ پس از جمهوری اسلامی هستند.