روایت شما از بحران اقتصادی و زندگی بعد از توافق- چهارشنبه ۲۷ خرداد:
زیر سایه این حکومت سوختیم. چشممون را روی همه آرزوهامون بستیم. مثل تراکتور کار کردیم، تنها دلخوشیمون خانواده بود تا یک زندگی بسازیم بهبهای برباد رفتن جوونیمون. حالا که بچهها بزرگ شدند، دردمون هزار برابر شده با خرجهای کمرشکن و دغدغه آینده بچهها.
هزینههای پزشکی مخصوصا ارتوپدی کمرشکن شده؛ یک صندل و کفی برای کفش شده ۹ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان. کف پای دخترم صافه و هزینه عمل میشه ۲۵۰ میلیون تومان.
بعد از اختلالی که در بانک تجارت پیش اومد، مبالغی که از پوز تجارت کارت کشیده شده به حسابمون برنگشته. دزدی در روز روشن؟
من یه دستفروش خردهفروشم. کل سرمایهام همون جنسیه که هر روز میفروشم. حالا که بانک تجارت پولی که مشتریام کارت کشیدن رو به حسابم واریز نمیکنه، چطور جنس جدید بیارم؟ سه روزه نمیتونم برم بازار.
بیمار قلبی هستم؛ طی کمتر از یک ماه، قیمت داروهایم از ۳.۵ میلیون به ۱۴ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان رسیده است.
یک شانه تخممرغ شده ۴۹۵ هزار تومان، نیم کیلو گوشت چرخ کرده مخلوط گوسفند و گوساله ۶۲۵ هزار تومان، یه رب گوجه ۴۰۰ گرمی ۱۰۰ هزار تومان.