شاید صاحب غیرت بی‌غرضی پیدا شود که علاج دردی کند. بدل اشتراک، ترک نفاق پیمودن، راه اتّحاد و وفاق و عزّت و وطن‌پرستی مطلوب است.

بازگشت به صفحه اصلی
خبرگزاری مهرخبرگزاری مهررسانه۱۴۰۵/۰۳/۲۲·۱۸:۲۴·۱۴۰۵/۰۳/۲۲
روایت مهر از یک آمریکایی مقیم قم؛ ایران را خیلی دوست دارم

فاطمه پیبادی، دختری اهل کالیفرنیا همان ایالتی که به آن «ایالت طلایی» می‌گویند از همان‌جا پا به دنیایی گذاشت که نمی‌دانست دست روزگار چه در دفتر تقدیر برایش نوشته است که امروز و اینجا در کف خیابان‌ها و بین مردم ایران نفس می‌کشد.

ظاهری ساده دارد، پیراهنی بلند بنفش پوشیده و روسری کرم‌ رنگش در عین سادگی زیباست. در کنارش می‌نشینم تا برایم از قصه زندگی پنجاه و چند ساله‌اش بگوید. در چهارده سالگی فارسی حرف زدن را یاد گرفته اما هنوز دست و پا شکسته، لهجه آمریکایی‌ اش بر الفبای فارسی می‌چربد.

چهار سال بیشتر نداشتم که پدر و مادرم از هم طلاق گرفتند و بعد از مدتی مادرم با مردی ایرانی ازدواج کرد. همین وصلت، آغاز مسیر پرپیچ‌ و خم زندگی فاطمه شد. مادرم پرستار بود و پدرخوانده‌ام در کالیفرنیا تحصیل می‌کرد.

پدرم مردی ایرانی و مسلمان بود و از همان زمان از اسلام برایمان گفت و واجباتی که در دین وجود دارد. بلافاصله مادرم دین اسلام را انتخاب کرد و شیعه شد و به تبع من را در همین مسیر بزرگ کرد.