روایت شما از زندگی در دوران پس از انقلاب ملی و جنگ - پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۵
از شیراز: داروهای هورمونی بارداری از جمله استرادیول والرات، استروژن و داروهای غدد به دشواری پیدا میشن. الان دو هفته هست که دنبال قرص استرادیول هستم.
من یه دختر ۱۴ سالهام، واقعا گرونی بیداد میکنه، خجالت میکشم از پدرم چیزی بخوام. به امید روزهای بهتر
از کرج: خیلی گرونی شده، در حدی که ۵ تا تخممرغ شده ۱۰۰ هزار تومان یا یه موتور که اون موقع ۶۰۰ میلیون بود، الان شده ۳ میلیارد یا بیشتر.
قبلا صبحها تهران شلوغ بود و ترافیک، چون همه میرفتن سر کار. الان ساعت ۷ صبح همهجا خلوت، اصلا کسی تو شهر نیست، مردم همه بیکار شدن.
از کرمان: فرزندم قرار عمل بشه، دکتر برای دستمزد ۲۰۰ میلیون تومان خواسته، بیمارستان هم ۱۷۰ میلیون تومان هزینه خواسته و با بیمه تکمیلیام قرارداد نداره. بازنشسته هستم، نمیدونم از کجا باید هزینهش رو تامین کنم.
واقعا از جمهوری اسلامی متنفرم، واقعا تبعیض جنسیتی تا کی میخواد ادامهدار باشه؟ به زنها گواهینامه موتورسواری نمیدن و اگه شما رو با موتور ببینن، موتور رو توقیف میکنن.
از کرمانشاه: به عنوان یه دختر ۱۶ ساله میگم که در مملکت ما خرید یه گوشی هم حسرت شده. یه گوشی شده ۸۰ میلیون تومان. با این وضعیت نمیشه زندگی کرد، حالِ ایران بده.
از فیروزآباد: آرزوی یه موتور ۲۰۰ سیسی به دلم مونده، چون در عرض یک ماه از ۱۶۰ میلیون شد ۵۲۰ میلیون تومان.