روایت شما از زندگی در دوران پس از انقلاب ملی و جنگ - پنجشنبه ۲۱ خرداد
واقعا از جمهوریاسلامی متنفرم، تبعیض جنسیتی تا کی میخواد ادامهدار باشه؟ به زنان گواهینامه موتورسواری نمیدن و اگه شما رو با موتور ببینن، موتور رو توقیف میکنن. کی باید ما هم به حق خودمون برسیم؟
آموزشوپرورش گفته هنرستانیها از ۲۳ خرداد باید برای دروس تخصصی و پودمانی برن مدرسه. تا حالا که شرایط عادی بود یادشون نبود، بهمحض شروع حملات گفتن باید برید مدرسه. برای دانشآموزان نمیتونن تصمیم بگیرن چه برسه به کشور.
با تمام مشکلات و سختیهایی که وجود داره، مطمئن باشید مردم ایران این دیو رو از کشور بیرون خواهند کرد.
در حالی که تمام دنیا در شور و هیجان جام جهانی هستن، جوانان ایران برای تامین نیازهای اولیه مثل لباس، کفش و لوازم بهداشتی باید صبح تا شب کار کنن. از طرفی غم از دست دادن هموطنان زخم عمیقی بر دلهامون گذاشته و هیچ شادی از ته دلی نداریم.
من یک دانشآموز دوازدهمی هستم که هیچ آیندهای در ایران ندارم. گرانی بیداد میکنه و با این وضع مملکت هیچ کاری نمیشه کرد. تنها امیدمون رفتن این دولت جنایتکار هست.
جمهوریاسلامی محکوم به سقوطه و سر سوزن شک ندارم که دیر یا زود توسط ما مردم ایران به حقیرترین شکل ممکن سرنگون میشه. تنها غمم اینه که جاویدنامان شجاعمون نیستن که روز آزادی رو ببینن، یادشون تا ابد در قلب و ذهن ماست.
ما دهه هشتادیهای شیراز نهایت تفریحمون اینه که بریم یه کافه و چند ساعت دور هم باشیم. اونوقت همسنوسالهای ما در خیلی از کشورهای دنیا دغدغهشون اینه که برای جام جهانی کدوم کشور برن، چه سفری بچینن و چه تجربهای کسب کنن.
بهعنوان یه دختر شانزدهساله خیلی چیزها خواستم ولی روم نشده به خانوادم بگم، نه فقط امسال بلکه حتی از سالهای قبل هم همینطور بوده.
ما اصلا ناامید نیستیم، میدونیم آزادی تاوان داره و مردم شجاع و دلیر ایران با گوشت و پوست و استخوان خودشون این هزینه رو پرداخت کردن. به امید بازپسگیری ایران عزیزمون.
چرا باید من ۱۵ ساله این همه استرس و فشار روم باشه در حالی که در خارج همسنهای من دنبال عشق و حال هستن یا به فکر رفتن به مکزیک برای جام جهانی؟ ما چه گناهی کردیم که در ایران زندگی کردیم؟