روایت شما از بحران اقتصادی پس از انقلاب ملی و جنگ - پنجشنبه ۲۱ خرداد
قیمتها خیلی بالاست و مردم نمیتونن حتی احتیاجات روزمره رو تهیه کنن. قیمت لباس شده ۷ میلیون تومان، یعنی زیر ۲ میلیون هیچی پیدا نمیشه. مردم همون لباس رو هم دیگه نمیتونن بخرن.
من به عنوان یک امدیافکار نمیتونم جوابگوی مخارج باشم. ورق چوب شده ۱۵ میلیون تومان. چطور کار کنم؟ اینها که میگن وضعیت خوبه فقط دروغ میگن. مردم روزبهروز بدبختتر میشن.
یعنی دوباره جنگ شد؟ من از قبل عید دارم جون میکنم بتونم کسبوکار جدیدم رو راه بندازم. تازه داشت راه میافتاد، دوباره که جنگ شد، حالا باید بازم بیخیالش بشم.
امروز با مامانم رفتیم یه شلوار تو خونهای خریدیم ۴۰۰ هزار تومان.
در این گرونی و بدبختی، هوای آقایون رو داشته باشید. دیگه مهمونی مفصل، لباس مجلسی و کادو جایی در زندگی ما مردم عادی نداره.
من پارسال تابستون سه ماه کار کردم و یک کامپیوتر خریدم، اما اگه این تابستون کار کنم نه تنها نمیتونم دیگه اون کامپیوتر رو بخرم، بلکه حتی توان خرید دستدومش رو هم ندارم.
پسر من دانشجو هست و ما قصد سفر کاری به ترکیه داریم. سازمان نظام وظیفه سال گذشته ۶۰ میلیون وثیقه گذاشته بود و الان همون وثیقه رو ۲۰۰ میلیون اعلام کردن. گرونی بیداد میکنه و این برای امروز و دیروز نیست، ۴۷ ساله که هر روز بدتر میشه. میگن سفرهها کوچکتر شده، باید بگیم چیزی از سفره نمونده.
کارمند فرودگاه هستم، ۳ ماهه که بیکار شدیم. زندگیمون هر روز داره بدتر میشه. اداره کار بیمه بیکاری بهمون نداده، همه چیز رو همینجوری نگه داشتن. مردم چه گناهی دارن؟ زندگیها داره نابود میشه.
جمهوری اسلامی برای اینکه خشم مردم رو بهخاطر تورم افسارگسیخته کنترل کنه گفت حقوقها ۶۰ درصد افزایش پیدا میکنه، ولی الان که حکم حقوق بازنشستگان تأمین اجتماعی صادر شده، خالص دریافتی فقط ۲۰ درصد رشد کرده.
من تعدادی گربه حمایتی دارم. قبل از جنگ غذای خشک ایرانی میگرفتم کیلویی ۹۰ هزار که شده ۵۰۰ هزار تومان. گردن مرغ میخریدم کیلویی ۵۰ هزار که شده ۲۰۰ هزار تومان. جگر مرغ ۴۰ هزار تومان بود که شده ۱۲۰ هزار تومان. حیوانات هم دیگه تو این مملکت امنیت ندارن.
از بیبی و ترامپ میخوام کار رو تموم کنن. دیگه گرونی کمرمون رو شکسته. وقتی از بیرون میام، دختر کوچولوم میاد جلو و دستام رو نگاه میکنه. دلم آتیش میگیره، چون قبلاً براش خوراکی میخریدم.