روایت شما از زندگی در دوران پس از انقلاب ملی و جنگ - سهشنبه ۱۹ خرداد
من از نشتارود هستم، ما رستوران داریم، بابا خسته شده، حتی یکدونه مشتری هم نداریم.
امروز ۱۹ خرداد حدود ۷:۳۰ برق خیلی از منطقههای بزرگ کرج رفت.
دوستان من ده سالمه و باورم نمیشه با این سن کم اینقدر استرس میکشم، اوضاع خیلی بده، گرونی بیداد میکنه.
حوالی مهرشهر کرج هستیم، امروز ۱۹ خرداد سه بار برق رفت، هر بار یک تا دو ساعت، دیگه کلافه شدیم.
با اپلیکیشن شاد هم که دیگه نگم، افتضاحه. گرانی بیداد میکند، خرید خانه که آرزو شده بود، حالا خرید اتومبیل هم آرزو شده، همه افسردگی گرفتیم. رفتم نون خریدم، پلاستیک نون رو ۵۰۰۰ تومن حساب کردن.
این همه امسال بارندگی داشتیم، آب تو منطقهی ما تو تهران هر روز از ظهر قطع میشود. بعد میگن ما قطع نکردیم، فشار کم است.
من یه پسر ۱۲ ساله هستم و بابام کارواش داره و کلاً چند روزه مشتری نیست. عمم هم انگلیسه و توی جنگ ما دنبال ویپیان میگشتیم که بهش زنگ بزنیم، قیمت هم برامون مهم نبود و حتی نمیتونست پول بفرسته ما رو ساپورت کنه.
از سیرجان، امروز ۱۹ خرداد رفتم دو تا بستنی معمولی گرفتم ۱۰۰ هزار تومن، ولی همین یک ماه پیش همون بستنیها رو دونهای ۱۵ تومن میگرفتم.
از گنبد کاووس ترکمنصحرا، زندگیم در حال متلاشی شدنه. ۱۵ ساله کارگاه نجاری دارم، الان کارگرامو فرستادم رفتند، تک و تنها کار میکنم که فقط خرج کارگاهم دربیاد، لعنت بر جمهوری اسلامی.
امروز سهشنبه ۱۹ خرداد از ساعت ۸:۳۰ شب در محدوده شهرک غرب تهران حدود دو ساعته صدای جنگنده و پهپاد میآید.
سهشنبه ۱۹ خرداد ساعت ۲۰:۳۰ صدای عبور چندین جنگنده در منطقه سعادتآباد.
از شیراز، ظهر تو خیابون گرسنه بودم، تو کارتم فقط یکمیلیون بود، لازم داشتم، یه آبمعدنی با دو تا نون باگت خریدم خوردم، ۱۰۰ هزار تومان، نون و آب فقط. لعنت بر اول و آخر و معلومات و مجهولات و مهملات جمهوری متعفن اسلامی. جاوید شاه.
مامورین خودروسوار کلانتری یوسفآباد تهران، شبها سوار بر خودرو جوانان را در محلهای خلوت بدون دلیل متوقف میکنند و با کلمات رکیک اخاذی میکنند.