پرواز در پی قافلهسالار؛ ۴۸ ساعت پس از «رهبر شهید»، علی هم آسمانی شد
خانه که ساکت میشود، تازه جای خالی مردی که «آرامش طوفانها» بود، خودش را نشان میدهد. در خانه شهید علی خداویسی، هنوز هم بوی مهربانی او در هوا به مشام میرسد؛ بوی مردی که ابهت نظامیاش را در کمد لباسها جا میگذاشت تا وقتی به خانه میرسید، فقط «علی» باشد؛ پدری که عشق را در طبیعتگردی با خانواده جستوجو میکرد و دینداری را در خدمت به خلق، به کمال رسانده بود.
تقویم زندگی او در اسفندماه ۱۴۰۴، رنگ و بوی دیگری داشت. از ۹ اسفند که خبر شهادت «رهبر شهید» به گوشها رسید، گویی نیمی از جان علی هم با او پر کشید. برادرش میگوید در آن دو روز، علی دیگر علی سابق نبود؛ چشمانش در هر لحظه، غبار دوری و بیتابی وصال داشت. انگار فرشتگان از همان لحظه برای بردنش صف کشیده بودند. فاصله ۹ اسفند تا ۱۱ اسفند، برای او نه دو روز معمولی، که یک «انتظار کشنده» بود.
اما تلخترین و نیز زیباترین قاب این گزارش، نیمساعت مانده به پرواز به آسمانها است؛ تماسی که حالا برای خانواده شهید خدا ویسی، مقدسترین یادگاری روی گوشی محسوب میشود.