روایت شما از بحران اقتصادی پس از جنگ و آتشبس - سهشنبه ۱۹ خرداد
امروز ۳ تا بستنی خریدم شد ۲۵۰ تومان، گرانی تا کی؟
یک گوشی اقتصادی سامسونگ که خریده بودم ۷ تومان، الان شده ۳۵ تومان. دقیقا ۵ برابر.
قبضهای آب و برق و گاز انقدر زیاد شدن که دیگه توانایی پرداختشون رو نداریم. بیکاری و بیپولی واقعا اذیت میکنه.
ماشین ۲۰۷ام رو دیماه فروختم یک میلیارد تومان، الان نمیتونم با همون پول کوییک یا تیبا بخرم.
با گذشت ۳ ماه از سال ۱۴۰۵، حقوق بازنشستگان و مستمریبگیران سازمان تامین اجتماعی مثل پارسال هست. ۱۶ میلیون تومان، پول ۳ کیسه برنج هندی و یک روغن میشه. بچهها و نوههامون میان خونمون، شرمنده میشیم.
من یک نوجوان تکفرزند ۱۶ ساله هستم که در این وضعیت مملکت و گرونی خجالت میکشم پدر و مادرم برای من خرج کنن، چون کم آوردن.
همسرم ۴۰ میلیون حقوق میگیره، اما به آخر ماه نمیرسه. قیمت عسل شده کیلویی یک میلیون تومان. مرغ و گوشت رو هم که اصلا نمیشه سراغشون رفت.
من یک بلاگر با پیج شناختهشده در اینستاگرام هستم. انقدر اوضاع درآمد خراب شده که برای شهریه دخترم مجبور شدم گوشی خودم رو بفروشم، گوشی که مدتها باهاش کسب درآمد میکردم. پیامم به بلاگرهایی که دارن عادیسازی میکنن اینه که از دیماه دیگه هیچ چیز عادی نیست.
من ۱۷ سالمه و از بچگی رویای مزدا ۳ داشتم. امروز قیمت صفرش به حدود ۹ میلیارد تومان رسیده؛ خودرویی که در بسیاری از کشورها اقتصادی محسوب میشه. یک جوان بدون پشتوانه مالی باید چند سال کار کنه تا به چنین ماشینی برسه؟