روایت شما از بحران اقتصادی و زندگی در آتشبس- سهشنبه ۱۹ خرداد:
ماههاست به دلیل گرانی بهجای مغازهها، از دستفروشهای هفتگی خرید میکنم اما حالا دیگه حتی توان خرید از دستفروش را هم نداریم فقط مایحتاج اولیه و خیلی ضروری مثل سیبزمینی، گوجه، پیاز، میخریم، آنهم از نوع درجه ۳. میوه شده آرزو.
چهارشنبه گذشته قرارداد بستن باهام برای کار در شرکت، شنبه اومدن گفتن به دلیل کمبود بودجه نمیتونیم حقوق بدیم و مجبور به تعدیل نیرو هستیم.
یک گلخانهدار از تنکابن مازندرانم؛ درآمد الان ما با ۳ سال پیش از زمین تا آسمون فرق کرده. شغلم تبدیل به سرگرمی شده.
جمهوری اسلامی کاری کرده که آرزوی داشتن خیلی چیزا به دلمون بمونه، برای خریدن یه موتور کلی باید بدوییم. اونم معلوم نیست بتونم بخرمش یا نه. این فقط راجع به یه موتور نیست و تو همینم خلاصه نمیشه.
کمرمون زیر بار گرانی و بیکاری شکسته. هر شب توی محل ما دزدی میشه و فقر بیداد میکنه.
یک ساندویچ کالباس، یک نوشابه، یک عدد سوسیس و یک خامه شد ۶۰۰ هزار تومان. یعنی کمترین هزینه برای یک شام و ناهار فردایش بیشتر از نیم میلیون تومان است.
حکومت مردم عادی و زحمتکش رو گروگان گرفته. از طرفی دارن طرفدارای خودشون رو تقویت میکنن. این مملکت مگه برای همه نیست؟ مگه همه نباید از حقوق شهروندی یکسان برخوردار باشن، پس چی شد؟
مایع دستشویی ۲۰ لیتری که امروز به قیمت ۲ میلیون و ۸۵۰ هزار تومان خریدم، دو هفته پیش یک میلیون و ۶۵۰ هزار تومان بود.
تامین اجتماعی تقریبا همه مزایای حقوق بازماندگان مستمریبگیر رو حذف کرده و کل افزایش حقوق با این شرایط ۲۰ درصد هم نمیشه.
من یک دانشآموز رشته گرافیک پایه یازدهم هستم، قیمت رنگ و وسایل هنری بهشدت گرون شده. رنگی که چندماه پیش میخریدم ۲۰۰ هزار تومان الان برند ایرانی بی کیفیتش شده حدود ۹۰۰ هزار تومان.