میراث مرگبار علی خامنهای؛ ایران میان طناب دار، گلوله و هوای آلوده
تحلیل - رضا اکوانیان
۱۰۰ روز از کشته شدن علی خامنهای میگذرد؛ رهبر پیشین جمهوری اسلامی که بیش از سه دهه در راس قدرت ایران ایستاد و نامش برای مردم ایران، از خانوادههای دادخواه تا زندانیان سیاسی، معترضان و قربانیان سیاستهای حکومتی، با اعدام، زندان، سانسور، تبعیض و مرگهای قابل پیشگیری گره خورده است.
پس از انتشار خبر کشته شدن خامنهای در حمله ۹ اسفند ۱۴۰۴ آمریکا و اسرائیل، شبکههای اجتماعی پر شد از روایتهایی که از شادی شماری از ایرانیان حکایت داشت.
اعدام؛ ستون اصلی ماشین سرکوب
یکی از جدیترین انتقادها به علی خامنهای، نقش او در حفظ و گسترش مجازات اعدام بهعنوان یکی از اصلیترین ابزارهای سرکوب در جمهوری اسلامی است.
خامنهای در آذر ۱۳۶۷، زمانی که رییسجمهوری بود، در روزنامه رسالت درباره اعدام زندانیان سیاسی نوشت کسانی که اعدام شدند، «مستحق» آن بودند. سالها بعد نیز در خرداد ۱۳۹۶، در دفاع از کارنامه جمهوری اسلامی در دهه ۶۰ گفت: «جای شهید و جلاد عوض نشود.»
سرکوب اعتراضات؛ از کوی دانشگاه تا دی ۱۴۰۴
یکی از ثابتترین ویژگیهای دوران رهبری خامنهای، برخورد امنیتی با اعتراضات بود. از اعتراضات دانشجویی و سیاسی تا تجمعهای صنفی کارگران، معلمان، بازنشستگان، پرستاران، کشاورزان و اقلیتهای قومی، حکومت به جای پاسخ به مطالبات شهروندان، عمدتا با بازداشت، پروندهسازی و سرکوب خیابانی واکنش نشان داد.
پیش از موجهای بزرگ اعتراضی نیز پروندههایی چون قتلهای زنجیرهای، سرکوب فعالان سیاسی و فشار بر مطبوعات و دانشگاهها، نشانههایی از تثبیت الگوی حذف، ارعاب و برخورد امنیتی با منتقدان در دوران خامنهای بود.
کنترل جامعه با سرکوب و سانسور
یکی از مهمترین ویژگیهای دوران رهبری خامنهای، گسترش سازوکارهای کنترل جامعه بود. در این دوره، سپاه پاسداران و بسیج از نهادهای صرفا نظامی فراتر رفتند و به بازیگران اصلی عرصههای امنیتی، سیاسی و اجتماعی تبدیل شدند.
در کنار نیروهای رسمی، حضور نیروهای موسوم به لباسشخصی نیز به یکی از ویژگیهای ثابت سرکوب اعتراضات و برخورد با مخالفان تبدیل شد؛ روندی که از کوی دانشگاه تا جنبش «زن، زندگی، آزادی» و اعتراضات دی ۱۴۰۴ بارها مشاهده شد.
کنترل جامعه؛ از زنان تا دانشگاهها و اقلیتها
حجاب اجباری یکی از ماندگارترین نمادهای کنترل اجتماعی در دوران رهبری خامنهای بود. او بارها از حجاب اجباری دفاع کرد و آن را نه فقط یک حکم مذهبی، بلکه مسالهای سیاسی و هویتی دانست.
برای میلیونها زن ایرانی، این سیاست به نماد دخالت حکومت در زندگی خصوصی و محدود کردن حق انتخاب فردی تبدیل شد.
جادههای مرگ
در حالی که جمهوری اسلامی میلیاردها دلار به پروژههای ایدئولوژیک و نظامی اختصاص داد، فرسودگی جادهها، ناایمن بودن خودروها و ضعف نظارت، تصادفات رانندگی را به یکی از مرگبارترین بحرانهای غیرنظامی ایران تبدیل کرد.
بر اساس دادههای سازمان پزشکی قانونی و آمارهای رسمی، از سال ۱۳۷۶ تا ۱۴۰۴ بیش از ۵۶۰ هزار نفر در حوادث رانندگی جان باختند. در همین بازه زمانی، بیش از یک میلیون و ۶۶۱ هزار نفر در حوادث رانندگی مصدوم شدند.
آلودگی هوا؛ مرگ خاموش صدها هزار ایرانی
آلودگی هوا در دهههای گذشته به یکی از مرگبارترین بحرانهای سلامت عمومی در ایران تبدیل شده است. در سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۵، مقامهای وزارت بهداشت معمولا از حدود ۲۰ تا ۳۰ هزار مرگ سالانه منتسب به آلودگی هوا سخن میگفتند.
در سالهای بعد، این برآوردها به حدود ۳۵ تا ۴۰ هزار مرگ سالانه رسید و در نهایت، آمارهای رسمی سالهای اخیر ابعاد سنگینتری از بحران را نشان داد.
کرونا و فرمان مرگبار خامنهای برای ممنوعیت واردات واکسن
همهگیری کرونا به یکی از مرگبارترین بحرانهای تاریخ معاصر ایران تبدیل شد. بر اساس آمار رسمی، حدود ۱۴۰ تا ۱۴۶ هزار نفر در ایران بر اثر ابتلا به کووید-۱۹ جان باختند، اما برآوردهای مستقل و محاسبات مبتنی بر مرگومیر مازاد، شمار واقعی قربانیان را بهمراتب بیشتر نشان میدهد.
علی خامنهای ۱۹ دی ۱۳۹۹ واردات واکسنهای تولید آمریکا و بریتانیا را ممنوع اعلام کرد.
فعالیتهای فرامرزی؛ از ترور مخالفان تا تامین گروههای نیابتی
در خارج از مرزهای ایران، سیاستهای خامنهای با ترور، ربایش و تهدید مخالفان گره خورد؛ از پرونده میکونوس تا پروندههای جدیدتر علیه روزنامهنگاران و فعالان سیاسی خارج کشور.
همزمان، حمایت سازمانیافته از نیروهای نیابتی در سوریه، لبنان، عراق، یمن و غزه، جمهوری اسلامی را به بخشی از جنگها، سرکوبها و بحرانهای انسانی منطقه تبدیل کرد.
متن کامل گزارش را اینجا بخوانید
www.iranintl.com