روایت شما از زندگی در دوران پس از انقلاب ملی و جنگ - جمعه ۱۵ خرداد ۱۴۰۵
۱۵ خرداد اهواز. بین ساعت ۱۰:۱۵ و ۱۰:۲۰ صدای جنگنده یا شاید هم آواکس آمد.
با هزار سختی از کرج وصل شدم. گذشته از گرانیهایی که کمر مردم را شکسته، برای خرید یک بسته قرص استامینوفن کدئین بیشتر از ده تا داروخانه رفتم، پیدا نشد، میگن کسری خورده نیست. یک مسکن ساده تو داروخانهها پیدا نمیشه. داروی بیماران خاص که دیگه.
چند روزیه مجدداً قطعی برق شروع شده. محلات روزی دو ساعت برق ندارن. خرمآباد، محله شهدا و مطهری که اصلیترین قسمت بازار شهر هستن، در اوج شلوغی ساعات ۱۸ تا ۲۰ برق رو قطع میکنن. علاوه بر کسادی و رکود تورمی، قطعی برق هم به بیبازاری اضافه شده.
از اهواز: از زمانی که محاصره دریایی شدید شده و جمهوری اسلامی نمیتونه نفت بفروشه، خامسوزی نفت از طریق فلرهای سطح شهر به شدت زیاد شده. هوای اهواز هر روز شدیداً آلودهست و رسماً داریم خفه میشیم.
رشت، ساعت ۱:۳۰ بامداد ۱۵ خرداد صدای پهپاد شنیده شد.
از تهران پیام میدم. واقعاً دیگه کم آوردم. با یک میلیون که برای کالابرگ میدن آخه یه نفر چی میتونه بخره؟ حتی بیماری دارم و بیمه سلامت را بهم گفتن دو میلیون بریز تا بتونی استفاده کنی.
من ۱۵ سالمه. پنج سال پیش یه چیپس میخریدم ۱۰ هزار تومن، ولی الان همون چیپس شده ۱۸۰ تومن. ما داریم به کجا میرسیم.