روایت شما از زندگی در دوران پس از انقلاب ملی و جنگ - پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵
لطفاً تصاویر جاویدنامها رو همهجا ببرید و بچسبانید. سفارتخانههای جمهوری اسلامی، کنسرتها، استادیومها، ایونتها و هر جای شلوغی. شهر ما هر روز برق میره. ما اهل جنوب کشوریم. هوا بهشدت گرم و شرجیه و تو اوج گرما برقها قطع میشه و بعدش هم با نوسان زیاد وصل میکنن. همه وسیلههای برقی دارن میسوزن. این چه وضعیه توی این گرونی؟ من یه پزشک عمومی جوان هستم. چهار ساله که آزمون تخصص میدم ولی نمیتونم رشته مورد علاقهام رو قبول بشم. علتش هم سهمیههای جانباز و شهدا و پایین نگه داشتن عمدی ظرفیتهای آزمون تخصص پزشکیه بهدلیل تعارض منافع در وزارت بهداشت. اگه تو فلسطین کسی بدن بیجان بچهشو محکم بغل کنه و لای هزاران کیسه مشکی دنبالش بگرده، یا به معترضین تو بیمارستان تیر خلاص بزنن، سلبریتیهای هالیوود جونشون بالا میاد. ما خانوادهای از طبقه متوسط هستیم و همگی شاغلیم. با این حال، هفتههاست گوشت و مرغ کاملاً از وعدههامون حذف شدن. خیلی هزینهها بالا رفته ولی همچنان ما بازنشستگان تأمین اجتماعی مثل پارسال حقوق میگیریم. هیچ افزایشی اعمال نشده. مهمترین ابزار مقاومت ما اطلاعرسانیه. آگاهی با مستندات واقعی و بیسانسور. جهان داره جنایات جمهوری اسلامی رو فعالانه انکار میکنه. اطلاعرسانی مهمترین وظیفه الان ماست. رامسر: دوباره دارن به حجاب دخترها گیر میدن و جریمه میکنن. دخترها رو میگیرن و به هر دلیلی بازداشت میکنن. حق بیمه تأمین اجتماعی که قبل از عید برای سه ماه ۲ میلیون و ۲۵۰ هزار تومن دادم، الان شده ۵ میلیون. اصلاً فکر نمیکنن که با این تورم یه شهروند چطور داره دوام میاره. خیلی سخته برای خانوادهای که عزیزش رو بهخاطر نبودن دارو از دست میده. کاش بخشی از پولهای بلوکهشده بهصورت دارو، مخصوصاً داروی بیماریهای صعبالعلاج، وارد میشد. من یک پزشک فارغالتحصیل خارج از کشور هستم و مجبور شدم برگردم ایران. ولی وزارت بهداشت مافیایی و فاسد جمهوری اسلامی داره مانع کار کردن ما در ایران میشه.