روایت شما از بحران اقتصادی و زندگی در آتشبس- پنجشنبه ۱۴ خرداد:
از گلستان پیام میدم، ۳۲ ساله هستم و معلولیت دارم، از این گرانی خسته شدم، هیچی نداریم بخوریم، درآمدی نیست.
بیشترین حقوقی که به من جوان ۲۱ ساله پیشنهاد میدهند، ۱۵ میلیون تومان است. بدنساز حرفهای بودم اما بهخاطر یک مصدومیت ساده مجبور شدم ورزش را کنار بگذارم. از بس هزینه درمان بالا رفته دندان پزشکی هم نمیتوانم بروم. وقتی جایی از بدنم درد میگیرد، ترس کل وجودم را فرا میگیرد.
پوست و ضایعات مرغ کیلویی ۱۰۰ هزار تومان، اسکلت مرغ ۱۸۰ هزار، سنگدان ۲۸۰ هزار و پای مرغ ۱۵۰ هزار تومان شده است. حتی غذا دادن به گربههای خیابانی هم سخت شده. اگر پولی بماند به آنها نان و ماست میدهیم، اما یک ظرف کوچک ماست هم حدود ۲۰۰ هزار تومان قیمت دارد.
من بازنشسته تامین اجتماعی هستم الان سه ماه از سال گذشته هنوز افزایش حقوق سال ۱۴۰۵ را ندادهاند. ۱۳ خرداد پیام آمد که بانک مرکزی بودجه ندارد و این افزایش، شاید برای ماه بعد اعمال شود.
بازنشسته تامیناجتماعی هستم، دو ماه ابتدایی سال مانند سال قبل حقوق گرفتم. این ماه قرار بود افزایش بدن ولی مثل اینکه بهخاطر برداشت ۵۰ هزار میلیارد تومان از صندوق تامیناجتماعی توسط بانک مرکزی، این ماه هم واریزی مثل سال قبل خواهد بود.
از مازندران پیام میدهم و شغلم سیستم سرمایشی است. کپسول گاز ۱۳ کیلوایی R۴۱۰ را قبل عید میخریدیم ۱۵ میلیون تومان، الان شده ۴۵ میلیون. نمیدانم باید کیلویی چقد بزنم که مشتری از افزایش قیمت خدمات، ناراضی نشود.
من یک هنرجوی رشته فنی حرفهای هستم و در مدرسه غیرانتفاعی درس میخونم. شهریه مدرسه دو سال پیش ۲۰ میلیون تومن بود سال پیش به ۴۰ تومن رسید و امسال شده ۷۰ میلیون تومن. خانوادهام دیگر پول ندارند که در این مدرسه نامنویسی کنم.