روایت میدان «خادمی غدیر از رفاقتهای اربعین شروع شد»
«برای خادمی اومدم؛ برای دلی که از اربعین گره خورده بود.» این روایت اسماعیل مهاجر است؛ معلمی از نجفآباد اصفهان که برای خدمت در مهمونی ۱۰ کیلومتری غدیر راهی تهران شد.
او از مسیری میگوید که با رفاقتهای اربعینی آغاز شد و به خادمی در جشن بزرگ غدیر رسید؛ مسیری که در آن، حتی پساندازهای کوچک بچهها هم سهمی در برپایی این مهمانی دارند.
روایتی از ارادت، ایثار و خانوادهای که شادی غدیر را بخشی از زندگی خود کردهاند؛ جایی که خادمی فقط یک کار نیست، بلکه یک سبک زندگی است.