روایت شما از زندگی در دوران پس از انقلاب ملی و جنگ - سهشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۵
در اهواز هر روز بیشتر از ۱۴ ساعت آب قطع میشود. از اصفهان: شرایط اینقدر سخت شده که خوراک ما شده سیبزمینی یا ماکارونی با نون و پنیر، لعنت به جمهوری اسلامی که زندگی را از مردم گرفته، دیگه تحمل این شرایط را نداریم، بهداشت و درمان هم بهخاطر گرونی اصلا دیگه اولویت نداره. من از کرج پیام میدم، هرچقدر بگیم گرونی بیداد میکنه، بازم کمه. توی برنامه دیوار وقتی میچرخی میبینی حتی برای یه وعدهی غذایی، مردم از یه حلقهی سادهی استیلشونم میگذرن برای فروش. من ماه پیش با خالم رفته بودیم فروشگاه برای کالابرگ. از اینکه کل مبلغ جوری بود که حتی نتونستیم یه حبوبات تهیه کنیم. ماه قبل دو برابر این قیمت وسایل برای منزل تهیه کردم، ولی اردیبهشت ماه یکسوم فروردینماه هم نشد، چه برسه به این ماه. من یک دانشآموز نهم هستم. با این شرایط گرونی و فشار اقتصادی هیچ آیندهای برای نسل ما نیست، فقط میخواستم یک چیز رو بگم. عمو ترامپ لطفا لطفا کار رو یکسره بکن. تکلیف یازدهمیهای امسال و دوازدهمیها اصلا مشخص نیست، یه روز میگن از ۲۱ تیر امتحان نهایی رو حضوری میگیریم، یه روز میگن از ۱۳ تیر. خستمون کردن، جدی همه چی رو هواست عملا. دزدی خیلی زیاد شده، دیگه مردم نمیتونن ادامه بدن. هر روز هزاران نفر زیر فشار اقتصادی دارن آب میشن. چیزی نمونده که مردم از گرسنگی بریزن بیرون. از خوزستان: ما وارثان ایرانیم. ایران ارث پدری ماست. من دانشآموز نهمی هستم و امسال آزمون دارم، ولی به قدری استرس داشتیم توی این مدت که اخبار جنگ رو از درسهام بهتر بلدم. قراره چند روز دیگه آزمون بگیرن بدون هیچ ملاحظهای از یادگیری دروس هم که نگم. تقریباً میشه گفت قیمت همهچیز ۳ برابر یا حتی بیشتر شده. دیگه تو این کشور با این حکومت نمیشه زندگی کرد. اینترنت هم که نداریم، به سختی وصل میشیم. لطفاً یه فکری به حال ما کنید. رفتم بازار برای بچهم کفش بخرم، کفش ۶۰۰ هزاری شده دو میلیون و ششصد. چند وقت دیگه مجبورم با پای برهنه تو خیابون راه بریم. جمهوری اسلامی میگه ما با سنگ هم شده با آمریکا مبارزه میکنیم. اگه راست میگن تفنگ رو کنار بذارن و با مردم ایران با سنگ مبارزه کنن. از دورود لرستان هستم. چرا هیچکس به فکر مردم لرستان بهخصوص دورود نیست؟ شهرداری دورود داره میبینه گرونی و بدبختیه، حقوق کارگراش رو هنوز نریخته.