روایت شما از بحران اقتصادی و زندگی در آتشبس- دوشنبه ۱۱ خرداد:
از مشهد پیام میدم، همهچی گرون شده، من ۴ تا بچه دارم، دیشب گوشیام رو فروختم که بتونم خرج زندگیام رو بدم، دیگه چیزی ندارم، دستم شکسته و دادرسی ندارم.
دو ماه و نیم است که انسولین خودکاری آپیدرا برای من دیابتی پیدا نمیشه. یک ماه هست که سِرُم نمکی پیدا نمیشه.
دو ورق قرص اعصاب خریدم شد یک میلیون تومان.
رفتم داروخانه سه قلم قرص ضروری خریدیم شد ۴ میلیون تومان.
گوشی آیفون ۱۵ رو با هزار بدبختی خریدم. حالا افتاده زمین و السیدیاش شکسته. جرات نمیکنم برم قیمت کنم چه برسه به اینکه درستش کنم.
از شیراز: یک شانه تخممرغ و یک پنیر جمعاً شد یک میلیون تومان. دیگه با این قیمتای سرسامآور نمیشه زندگی کرد.
وضعیت جوری شده که من دانشجوی لیسانس کامپیوتر برای اینکه شهریهام رو بدم مجبورم لپتاپی که باهاش کارای دانشگاهی و روزمرهام رو انجام میدم رو بفروشم.
درمانگاه خاتم رودهن برای عکس opg دندان ۹۹۰ هزار تومان هزینه میگیرد. همین خدمات پارسال ۳۵۰ هزار تومان بود.
من یه سوپر مارکت کوچیک دارم، قیمت اجناس هر چند روز افزایش پیدا میکنه و به جایی رسیده که دیگه مردم توان خرید ندارند. حتی خود من هم دیگه توان خرید اجناس جدید برای مغازه رو ندارم.
هزینه باشگاه عادی از یک میلیون و خوردهای شده نزدیک سه میلیون تومان.
از رشت: امروز بعد یکسال رفتم یه کتونی معمولی بخرم دیدم شده ۳ میلیون. واقعا از شدت غصه قلبم درد گرفت. ما چه گناهی کردیم که عمرمون با این حکومت قاتل باید هدر بشه. تمام زندگیمون فقط شده حسرت. دویدن و هرگز نرسیدن.