روایت شما از بحران اقتصادی و زندگی در آتشبس- دوشنبه ۱۱ خرداد:
یک بسته قطره اشکآور، نوافن، سلکسیب و استامینوفن ۵۰۰ خریدم شد ۳ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان.
از شیراز: رفتیم میوهفروشی، ۴ نوع میوه از هر کدوم ۴ یا ۵ تا عدد خریدیم شد ۵ میلیون تومان.
از کرج پیام میدهم؛ همه چیز گرون است، هیچ پولی برایمان نمانده، کار نیست، زندگی خیلی سخت شده.
از مشهد: یک کفش ورزشی که طرح هایکپی هم هست در سرای ایرانی بالای ۱۰ میلیون تومان قیمت دارد.
یک پنیر پیتزای ساده شده ۳۲۰ هزار تومان.
از همدان: یک کافیشاپ بروی خرجش میشود ۸۰۰ هزار تومان. یک لباس خریدم یک میلیون و ۴۰۰ هزار تومان.
قیمت چسب میخچه پا شده ۲۰۰ هزار تومان. کالاهایی گران شده که در تصور نمیگنجد.
از زرقان: شرایط زندگی واقعا خیلی سخت شده. مخصوصا مایی که بچه کوچک داریم. پوشک از ۲۵۰ هزار تومان شده یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان.
من یک کنکوریام. از اول سال تحصیلی رسما تعطیل بودیم. بعد از ۱۸ و ۱۹ دی و ریخته شدن خون دوستان و عزیزانمان دیگر نتوانستیم درس بخوانیم.
دانشجوی دکتری هستم؛ کلاسها آنلاین، نت ضعیف و کیفیت آموزش پایین است. امتحان ept هفته گذشته به بدترین شکل ممکن و با قطع و وصلی زیاد برگزار شد. احراز هویت با سختی انجام میشد.
وضعیت اقتصاد عجیب است. هر چی کار میکنیم اجاره خانه و مغازه میدهیم. چیزی برای باقی مخارج زندگی باقی نمیماند.
از سمنان: رفتم دکتر پایم رو گچ گرفتم، شد ۶ میلیون تومان.
از اراک: همه چیز خیلی گران است، زندگی خیلی سخت شده، مردم نگران، بلاتکلیف و نا آرام هستند، آینده مشخص نیست. داریم برای حداقلها تلاش میکنیم، دلخوشیهای مردم از بین رفته و بحرانهای روانی در حال افزایش است. صدای هیچکس هم به هیچ جا نمیرسد.