کارزار مردمی ایران اینترنشنال درباره جاویدنامان رشت - یکشنبه ۱۰ خرداد
جمعیت عظیم معترضین از خیابان رودباری حرکت کردند و با شعار «رشت رو گرفتیم» به خیابان معلم و سپس استانداری رسیدند. گاز اشکآور شیمیایی و ازدحام شدید، باعث خفگی و بیهوشی برخی شد. حوالی ساعت ۱۰ شب تیراندازی گسترده نیروهای امنیتی آغاز شد و مردم را به رگبار بستند.
در جاده تهران بین باغ رضوان و سراوان یک سوله هست که با پرچم قرمز، سفید و سبز رنگ شده و هیچ علامتی ندارد. پیکرهای جوانان رشت را در تاریخ ۱۸ و ۱۹ دی به آنجا انتقال میدادند.
یکی از محلهای کشتار استانداری رشت بود، بهطوریکه نیروهای بسیج و سپاه مردم را به سمت استانداری هدایت کردند و با باز شدن در استانداری به مردم شلیک میکردند.
شب ۱۸ دیماه شاهد بودیم که در محلهای مابین دانای علی و سام، یگان ویژه به تابلو بالای مغازه شلیک کردند و همین اتفاق منجر به اتصال برق شد و مغازه آتش گرفت. چون خودم در رشته برق سررشته دارم، مطمئنم که آتش گرفتن مغازه بهدلیل همان شلیک به تابلو و اتصال برق بود.
صبح ۱۹ دیماه دوستم زنگ زد و گفت در شهرداری فاجعه اتفاق افتاده و رفتیم. اولین چیزی که دیدم حجم دود و آتشی بود که هنوز زبانه میکشید. وانتها و مأمورین شهرداری گوشهگوشه خیابان از خستگی نشسته بودند. چند وانت شهرداری را دیدم که از خیابان شهرداری بیرون میآمدند با دو رفتگر که عقبش نشسته بودند. عقب وانت پر بود ولی رویش را پارچه کشیده بودند. بعدها فهمیدم آنها جنازه بچههایمان بود. روی دیوار آثار دستهای خونی بود که بعد پاک کردند.
در میدان شهرداری رشت، دقیقا در همان خیابانی که ۱۸ و ۱۹ دی چندین نفر کشته دادیم، یک ون گشت ارشاد گذاشتهاند و دوباره به حجابها گیر میدهند.
در شهرداری رشت، اینقدر خون روی زمین بود که هنوز وقتی یادم میاد، تمام وجودم مالامال درد میشه، مثلا رد دستهای خونی که روی دیوارها نقش بسته بود.
به پدرومادرهای جاویدنامان رشت میگفتن باید برای تحویل جنازه هم پول پرداخت کنید که بسته به شرایط مالی خانواده مبلغ تعیین میشد (اگر وضع مالی خوب بود، بالای یک میلیارد، ولی در غیراینصورت حدود ۵۰۰ میلیون تومان.) جاویدنامهای عزیزمون رو نمیذاشتن حتی غسل بدن و بشورن. پیکرها رو در حالی که غرق خون بودند و با لباس دفن میکردند.