تفاوت ماهیتی تفاهم احتمالی و برجام
سعید آجورلو، استاد دانشگاه در یادداشتی برای فرهیختگان نوشت:
طیفی از افراد وجود دارند که پذیرش آتشبس از جانب ایران را اشتباه توصیف میکنند و با این مفروض باقی اقدامهای جمهوری اسلامی را ادامه این اشتباه میدانند. پاسخ به این طیف از بیان چند استدلال میگذرد:
1- جمهوری اسلامی در زمان موافقت با آتشبس در موقعیت افتخارآمیز نظامی و دفاعی بود که عبارتند از: تثبیت معادله جنگ منطقهای، حفظ نواخت آفند، تحکیم موقعیت ایران در تنگه هرمز و مواردی از این دست. بنابراین لحظه آتشبس لحظه عزت نظامی ایران بود و این در قواعد جنگی معنای خود را میدهد. منتقدان این تصمیم بگویند که چه اتفاقی از نظر نظامی غیر از این نکات در نظر بود که با اتکا به آنها توصیهای غیر از آتشبس داشتند؟
2- جمهوری اسلامی در لحظه آتشبس از نظر ثبات سیاسی و اجتماعی دقیقاً در نقطهای بود که دشمنان تصورش را نداشتند؛ بنابراین پذیرفتن آتشبس در چنین لحظهای چرا تحسین این گروه را در پی ندارد؟ اگر هدف دشمن بههمریختگی سامان سیاسی و وقوع نوعی جنگ داخلی بود، چرا نرسیدن دشمن به هدف را بهعنوان دستاورد مورد توجه قرار نمیدهند؟ پس تا اینجا ایران در ابعاد نظامی، اجتماعی و سیاسی در لحظه درست وارد آتشبس شد.
3- من هنوز یک منطق روشن از سمت این گروه درباره فرایند کوتاهمدت هم ندیدم چه رسد به طرح ایجابی بلندمدت. بیان بلند و محکم گزارههای سلبی، به معنای وجود یک ایده ایجابی روشن نیست. کشور نیازمند ایدههایی است که همزمان بعد اجتماعی، سیاسی، نظامی و اقتصادی را موردتوجه قرار دهد. غیبت هر یک از عناصر، تحلیل کلان را دچار عیبوایراد خواهد کرد.
4- مسئله اصلی ایران اکنون باید پاسخ به سؤال چگونگی امکان توسعه و پیشرفت از دل این مقاومت و دفاع شکوهمند باشد. دستیافتن به چنین هدفی نیاز به فهم دوران جدید دارد. از مهمترین ویژگیهای این دوره همزمانی «جنگ» و «مذاکره» است. به بیانی «مذاکره» به معنای پایان قطعی «جنگ» نیست و «جنگ» به معنای پایان «مذاکره» نخواهد بود. ایران درون یک متن و کانتکست جنگی، مذاکره میکند. باید در مذاکره بسیار بدبین و محتاط باشد و به دنبال اقدام عینی و ملموس.
در مجموع باید گفت که ایده «نفی آتشبس» برای آینده نظامی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشور نسخه راهگشا ندارد که البته ریشه در معرفتشناسی این تفکر دارد. دوران سیاسی برجام تمام شده است. پایان متن سیاسی برجام به معنای خروج از دوقطبی جنگ / مذاکره است.
ظاهرشدن «جنگ» و وجود «سایه جنگ»، توصیفها و تجویزهای پیچیدهتری میخواهد؛ چرا که مقاومت تعریف متفاوتی از دهه ۹۰ دارد و فراتر از یک تعریف خطی است. اکنون یک ایران جدید متولد شده که از گردوغبار جنگ به سلامت بیرون آمده؛ اما تردیدی نیست که استقامت و مقاومت در بلندمدت نیاز به ایده پیشرفت و آرامش و ثبات اجتماعی دارد.
ایده جدید ایران سختگیری و واقعبینی در گفتوگو، بازگشتپذیری و اقدامات ملموس در هرگونه تفاهم و آمادگی کامل برای جنگ مجدد است. دقیقاً برخلاف متن برجام که میخواست جنگ را دور کند این ایده به دنبال تجهیز و بازسازی برای جنگ است تا احتمال جنگ را کمتر کند. خیابان و میدان و دیپلماسی یک پاسخ هستند به سؤال اصلی نه پاسخهای مجزا. در این نگاه، قدرت موشکی و قدرت منطقهای مخل مذاکره نیست؛ بلکه مکمل آن است.
متن کامل یادداشت را در سایت
farhikhtegandaily.com بخوانید.