روایت شما از زندگی در دوران پس از انقلاب ملی و جنگ- شنبه ۹ خرداد ۱۴۰۵
امروز شنبه ۹ خرداد برازجان ساعت ۹:۱۱ صبح سه بار صدای انفجار آمد و خانهها لرزید.
نفت پالایش بندرعباس دو ماه کار کردیم، ۱۰ ماه میگذرد با حقوق ۲۵۰۰ فقط ۳۹ میلیون دادند، بعدش بیرونمان کردند.
از سمنان. اینجا حکومتیهای بیشرف هر روز یک جایی پاتوق میکنند، شیرینی و ساندیس و چای میخورند، انگار آمدند جشن و دور هر میدانی ده نفر میگذارند که بگویند ما همهجا هستیم، ولی ما که میدانیم تعدادتان به ۴۰۰ نفر هم نمیرسد.
اسمش را گذاشتند وصلی اینترنت، فقط با فیلترشکن پولی وصل میشود، خیلیها توان خرید ندارند، رحم کنید.
ما خانواده ۱۰ نفره هستیم و فقط بابام کار میکند اما هیچوقت نتوانسته برای ما چیزهایی که دوست داریم بخرد و مجبور به دستفروشی است، سالهاست مجبورم برای خانوادهام کار کنم، کار پارهوقت، حسرت کار کردن مثل مردم عادی تو دلم مانده.
من یک جوان ۲۰ ساله هستم که با حقوق ۲۰ میلیون تومانی چندین ماه است تلاش دارم موتورسیکلت فرسوده خودم را بفروشم و یک موتورسیکلت بهتر بخرم اما نمیتوانم، چرا باید یک موتورسیکلت عادی بشود ۵۰۰ میلیون تومان؟
دیگر زندگی جوری شده که یخچالها نه تنها خالی شده، حتی حقوق بازنشستگیام واریز بشود باز هم همانجور خالی میماند، هیچ فرقی نمیکند، ۸۰ میلیون گرسنه.
الان ماه خرداد است، هنوز اضافهحقوق بازنشستههای تأمین اجتماعی را ندادند، ۱۳ میلیون فقط میگیریم بعد از ۳۰ سال، دروغ گفتند ۶۰ درصد حقوق اضافه شده، تا الان ندادند.
از تهران پیام میدهم، اینجا دیگر گوشت و مرغ از سفرهها حذف شده و همین مانده که با نان و پنیر خودمان را سیر میکنیم.
از بهارستان اصفهان هستم، اوضاع کار و بازار در حدی بد است که تو خرج روزانه ماندهام که هیچ، حتی پول بنزین ندارم تا اسنپ کار کنم.
از بلوچستان هستم، اینجا شرایط خیلی سخت است، همهچیز گران شده و هر روز اینجا طعم فقر را مزهمزه میکنیم.
شنبه ۹ خرداد دو تا تخممرغ ۵۰ هزار تومان، نان سنگک دانهای ۵۰ هزار تومان.
از تبریز: فقر و بیکاری و گرانی و تورم و تعطیلی کسبوکارها باعث شده پدران شرمنده خانوادهها شوند، کمر سرپرستان خانوادهها زیر بار گرانی شکسته است.
از تبریز: قیمت میوه نوبرانه فصل چنان نجومی است که پدران در حسرت خرید حتی نیمکیلو میوه برای خانوادهها ماندهاند.
آنهایی که به سیگار اعتیاد دارند دیگر نمیتوانند بکشند، وینستون لایت پاکتی ۳۰۰ تومن شده.