روایت شما از بحران اقتصادی و زندگی در آتشبس- جمعه ۸ خرداد:
جوانی ما سوخت پای سفاهت عدهای که هیچ درک و فهمی از شادی و سرور ندارند، نزدیک به ۵۰ سال سرمایههای کشور رو به یغما دادند، ولی آدمی به امید زنده است.
از اصفهان: گرونی بیداد میکنه. از صبح تا شب کار میکنیم برای یک میلیون که اونم هیچی نمیشه باهاش بخری.
اینا توافق بکنن یا نکنن، هیچ فرقی به حال ما مردم نداره. جمهوری اسلامی به زودی به دست مردم نابود خواهد شد، چون مردم تو شرایط وحشتناکی دارن زندگی میکنن.
من یه نوجوون ۱۵ سالهام. چرا باید به فکر قیمت طلا و دلار باشم؟ تنها آرزوی زندگیم فقط خرید موتوریه که آخرین بار قیمتش ۸۰ میلیون تومان بود و الان قیمت گرفتم شده ۲۰۰ تومان. این یعنی خاک کردن آرزوهامون. این حق ما نیست.
من یه بچه ۱۲ ساله هستم، دارم حسرت میخورم چرا یه دوچرخه ندارم، هر روز آرزو میکنم شاهزاده برگرده، هم مردم خوشحال بشن و هم کسانی که آرزوی چیزی داشتن بتونن بخرنش.
ما نوجوانها واقعا بدبخت شدیم نه امیدی نه آرزویی نه آیندهای. از بدو تولد با کرونا، آلودگی، قطعی برق و آب، جنگ و کشتار سر کردیم.
به عنوان یه جوان ۲۸ ساله خیلی وقته دیگه انگیزه و امیدی برای آینده ندارم؛ جوانی که از وقتی که یادشه فقط داره کار میکنه و حتی پاش رو از شهر خودش برای یه مسافرت دو روزه بیرون نذاشته. پرایدی که ۱۵ سال از عمر خودش گذشته رو نمیتونم بخرم. ما سوختیم.
جمهوری اسلامی با این وحشیگریهاش به زودی به جایی میره که اسکندر و چنگیز رفتند. به دست مردم شجاع ایران، نه ترامپ. زندهباد امید، زندهباد ایران، زندهباد آزادی.
مردم عزیز ایران، این روزهای سخت هم میگذره. امیدتون رو از دست ندین؛ ما ملتی هستیم که بارها دوباره از نو بلند شده. کنار هم میمونیم، میجنگیم و ایرانمون رو پس میگیریم. آینده از آنِ مردمه.